این پژوهش با هدف تحلیل کمی و پهنهبندی تنوع ساختاری تودههای بلوط ایرانی (Quercus brantii) در دره ارغوان استان ایلام در رویشگاههای زاگرس انجام شد. شناخت دقیق ساختار افقی و عمودی این جنگلها و الگوهای پراکنش مکانی آنها، پیشنیاز مدیریت پایدار و برنامهریزی حفاظتی مؤثر محسوب میشود. برای بررسی ساختار فضایی و تنوع گونهای جنگل، ابتدا یک شبکه نمونهبرداری منظم تصادفی (با فاصله 100 متر بین ترانسکتها و پلاتهای مربعی به مساحت تقریبی 500 متر مربع) در منطقه مورد مطالعه پیادهسازی شد. در هر جهت دامنه 35 پلات و در مجموع 70 پلات پیاده شد. در هر پلات، دادههای کامل تمام درختان و درختچه ها شامل نام علمی گونه، قطر برابر سینه (DBH)، ارتفاع کل و شروع تاج، حداقل و حداکثر قطر تاج، درصد خشکیدگی تاج و مختصات مکانی UTM ثبت گردید و مشخصههای کمی شامل تراکم، سطح مقطع برابر سینه، توزیع قطری، ارتفاع درختان، شاخص تمایز قطری (T)، شاخص اختلاط گونهای (M) و شاخصهای رقابتی محاسبه گردید. همچنین با بهرهگیری از روش زمینآماری کریجینگ معمولی، نقشههای پهنهبندی تنوع ساختاری تهیه شد. نتایج نشان داد میانگین تراکم توده در دامنه شمالی 291 و در دامنه جنوبی 306 اصله در هکتار برآورد شد. در دامنه شمالی نسبت شاخهزاد به دانهزاد حدود 6:1 و در دامنه جنوبی حدود 3:1 بود که نشاندهنده غلبه باززایی رویشی در شمال و فعالتر بودن باززایی جنسی در جنوب است. نتایج شاخصهای تنوع ساختاری نشان داد که دامنه جنوبی از ناهمگنی و پیچیدگی ساختاری بیشتری برخوردار است؛ بهطوریکه شاخص تمایز قطری در جنوب 0.51 و در شمال 0.38 و ضریب جینی بهترتیب 0.19 و 0.15 بود که بیانگر تنوع قطری بالاتر در جنوب است. شاخص مینگلینگ در شمال 0.16 و در جنوب 0.11 برآورد شد که نشاندهنده تفاوت در الگوی اختلاط درختان بین دو دامنه است. در بخش رقابت، شاخص رقابت تاجی و نابرابری قطری در دامنه جنوبی بیشتر بود، در حالیکه شاخصهای رقابت مستقل از فاصله و ناهمگنی ارتفاع تفاوت چشمگیری بین دامنهها نشان ندادند؛ این موضوع بیانگر شدت رقابت بالاتر و ساختار پیچیدهتر در جنوب است. نتایج زمینآماری نشان داد دامنه تغییرات شاخص مینگلینگ در شمال 0 تا 0.55 و در جنوب 0 تا 0.59، شاخص تمایز قطری در شمال 0.11 تا 0.79 و در جنوب 0.14 تا 2.06 و شاخص سطح تاج در شمال 8.73 تا 37.51 و در جنوب 8.87 تا 60.89 مترمربع است. مقادیر خطای تخمین در اغلب شاخصها پایین و قابل قبول بود که دقت مناسب روش کریجینگ در تبیین الگوهای مکانی را نشان میدهد. نتایج همبستگی نیز بیانگر روابط ساختاری منسجم بین شاخصها بود؛ بهطوریکه تمایز قطری با ضریب جینی همبستگی مثبت و قوی (r=0/745) و ناهمگنی ارتفاع با جینی همبستگی مثبت (r=0/496) داشت، در حالیکه شاخص W با زاویه یکنواختی همبستگی منفی بسیار قوی (r=−0/916) نشان داد. در مجموع، افزایش ناهمگنی قطری با افزایش شدت رقابت و پیچیدگی ساختاری همراه بوده و این الگو در دامنه جنوبی بارزتر است. بطورکلی نتایج نشان داد که ساختار تودههای بلوط ارغوان دارای ناهمگنی متوسط و الگوی پراکنش تجمعی است و تحت تأثیر توپوگرافی و شدت رقابت درونتودهای قرار دارد. نتایج این پژوهش میتواند مبنایی برای شناسایی لکههای اولویتدار حفاظتی و برنامهریزی احیایی در جنگلهای زاگرس باشد.