مردم محلی همواره جهت تأمین بسیاری از نیازهای معیشتی خود همچون تأمین گرمای منازل، پختوپز، تأمین علوفه دام و تهیه مصالح ساختمانی به قطع و سرشاخهزنی درختان جنگلهای زاگرس وابسته هستند. از سوی دیگر ذینفعان محلی و دولتی تعارضهای فراوانی در رابطه با بهرهبرداری از جنگل دارند که سبب نابسامانی مدیریتی جنگلهای زاگرس شده است. تحقیق حاضر باهدف بررسی دیدگاههای ذینفعان محلی و دولتی جنگل در رابطه با قطع و سرشاخهزنی درختان جنگل در روستای آلمانه شهرستان سروآباد در استان کردستان انجام گرفت. ابزار اصلی تحقیق پرسشنامه است که روایی آن بر اساس نظرات متخصصان و پایایی آن از طریق ضریب آلفای کرونباخ بررسی شد و درمجموع دیدگاه 115 نفر از ذینفعان محلی و دولتی به روش طیف لیکرت موردبررسی قرار گرفت. جهت تحلیل دادهها از آزمونهای آماری کروسکالوالیس و منوایتنی استفاده و کلیه تحلیلها توسط نرمافزار آماری SPSS انجام شد. طبق نتایج ذینفعان محلی عنوان نمودند در حال حاضر درختان جنگلی بهشدت گذشته مورد قطع و بهرهبرداری قرار نمیگیرند (میانگین دیدگاه ذینفعان برای قطع و سرشاخهزنی به ترتیب 3/2 و 1/4) و برداشت آنها فقط محدود به درختان خشک بوده که آسیبی به جنگل نمیرساند (میانگین دیدگاه ذینفعان 03/4) و مخالف ممانعت دولت از انجام این فعالیتها هستند. کارشناسان منابع طبیعی علیرغم تأیید کاهش این بهرهبرداریها در سالهای اخیر (میانگین دیدگاه ذینفعان برای قطع و سرشاخهزنی به ترتیب 14/3 و 9/3)، آن را سبب تخریب جنگل دانسته و نیاز به مشارکت دوطرفه بین ذینفعان را ضروری میدانند. درمجموع، نتایج، نشانههایی از تعارض بین دیدگاههای ذینفعان محلی و دولتی را نشان داد؛ اما باوجود تعارض دیدگاهها درمجموع ذینفعان تأثیر مثبت ورود گاز به روستا و تغییر منبع تأمین علوفه دام را اعلام نمودند (میانگین دیدگاه ذینفعان برای قطع و سرشاخهزنی به ترتیب 79/3 و 1/4).