هدف اصلی پژوهش، بررسی ارتباط هوش سازمانی با سلامت سازمانی با نقش تعدیل گر یادگیری سازمانی در بین کارکنان آموزشوپرورش شهر خرمآباد بوده، این پژوهش از نظر هدف کاربردی، از حیث گردآوری دادهها توصیفی و از نوع همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش شامل کارکنان آموزشوپرورش شهر خرم آباد در سال تحصیلی 1401-1402 به تعداد 620 نفر بوده، روش مورداستفاده روش نمونهگیری تصادفی طبقهای با توجه به حجم جامعه آماری و با استفاده از جدول مورگان به تعداد242 نفرانتخاب شدند، برای آزمون فرضیات و تحلیل دادهها از روش مدلسازی معادلات ساختاری و نرم افزار PLSاستفاده شد. نتایج نشان داد که بین هوش سازمانی و سلامت سازمانی و همچنین بین هوش سازمانی و یادگیری سازمانی رابطه وجود ندارد. بین سلامت سازمانی و یادگیری سازمانی نیز رابطه وجود دارد. در پایان نیز میتوان گفت بین هوش سازمانی با سلامت سازمانی با نقش تعدیل گر یادگیری سازمانی رابطه وجود دارد. نتایج پژوهش نشان میدهد که با توجه به رابطه بین مؤلفههای هوش سازمانی و یادگیری سازمانی، میتوان گفت که تمامی مؤلفههای هوش سازمانی تعاریف مناسبی از یادگیری سازمانی هستند و میتوان از این مؤلفهها برای ارتقای یادگیری سازمانی استفاده کرد. یادگیری سازمانی خود میتواند پایهای ضروری برای ایجاد زیرساختهای مناسب برای حفظ و بقای سازمان در دنیای رقابتی امروز، بهویژه در دنیای آموزشوپرورش و آموزش عالی باشد.