محمد غزالی در کتاب تهافت الفلاسفه فیلسوفان را به سه دلیل تکفیر میکند: انکار حدوث عالم، انکار علم خداوند به جزئیات و انکار معاد جسمانی. با این حال، الکساندر تریگر این رأی را تقویت میکند که غزالی، در رأی نهاییاش، به معاد جسمانی باور نداشته است. وی برای این امر شواهدی از آثار مختلف غزالی عرضه میکند. در این نوشتار، این شواهد، و شواهد دیگری که تریگر به آنها اشاره نکرده، مورد بررسی قرار گرفتهاند. این شواهد به ادعای تریگر إشعار دارند، اما روش توصیفیتحلیلی، در پرتو تصریحات مکرّر غزالی به معاد جسمانی، نشان میدهد که این شواهد قابل توجیهاند: در برخی از این شواهد، غزّالی ظاهرا در صدد توضیح جنبۀ روحانی معاد است، نه انکارِ بُعدِ جسمانی آن. در برخی دیگر، غزّالی بحث تقابل دنیا و آخرت را مطرح کرده است، سعی شده است که این موارد، بر اساس مقارنهگراییِ مدّنظرِ غزّالی توضیح داده شوند. در نهایت، این احتمال تقویت شده است که غزالی از اعتقاد به معاد جسمانی دست برنداشته است.