بیع از مهمترین قراردادهای حوزه فقه و حقوق مدنی ایران شناخته میشود. قوانین و مقرارت این قرارداد با توجه به سابقه طولانی آن در سیستم حقوقی اسلام، ریشه در مبانی فقهی آنان دارد. فقهاء به عنوان زبانشناسانی متبحر از دیرباز، برخی از اصول معناشناختی و کاربردشناختی را در قالب مبانی استنباط احکام فقهی برای کشف معانی مقصود شارع و هم صاحبنظران عرصه فقاهت، آگاهانه یا ناآگاهانه به کار بستهاند. نگارندگان در نوشتار حاضر با بیان توصیفی- تحلیلی و با استناد به ابزار کتابخانهای و اینترنتی، درصدد تبیین اصول معناشناسی و کاربردشناسی بیع برآمدهاند. نتایج به دست آمده حاکی از این است که اصول و معناشناختی، غالباً مکمل و به انضمام قواعد کاربردشناسی، در تشخیص معنای صحیح و مورد نظر شارع و یا مقصود فقهاء، به کار گرفته شدهاند. کشف معنا به وسیله زدودن ابهامات واژگانی، گروهی و ساختاری از طریق تمسّک به برداشتهای قطعی و غیر قطعی، بافت زبانی و غیر زبانی، اصل تفسیر موضعی، معناشناسی جهان ممکن، معناشناسی منطقی، بینامتنیت از أهم این اصول و قواعد زبانی در بیع، به شمار میروند.