یکی از مشهورترین قواعد فقه تربیتی که همواره مورد توجّه بسیاری از علماء بوده، قاعدهی « نفی عسر و حرج» است. مفاد اولیهی این قاعده آن است که امتثال تکالیف تا زمانی برای مکلّفین واجب است که باعث ایجاد مشقّت برای آنها نگردد؛ در غیراین صورت تکلیفی سادهتر جایگزین شده و در پارهای از مواقع حتّی اصل تکلیف نیز از عهدهی مکلّف برداشته میشود. عسر و حرج همواره یکی از موانع جدّی بر سر راه متربّیان در معنای عامِ آن بوده است. بنابراین ردّپای این قاعده را در امور تربیتی نیز میتوان به وضوح مشاهده نمود. از جملهی اموری که امروزه شاید بیش از هرچیز دیگری بعد از تکالیف عبادی از اهمیّت برخوردار است، مسألهی تربیت است. نهاد « نفی عُسر و حَرَج» یکی از مهمترین مبانی در راستای رعایت شرایط متربّی جهت انجام تکالیف وی است که بدون شک بررسی آن اهمیّت و ضرورت پرداخت به آن را در پیش چشمان اهل علم نمایان میکند.