استصحاب یکی از مهمترین قواعد اصول فقه است. فقها بر اساس همین قاعده در تمام مواردی که مکلف در عبادت خود یقین به امری داشت و سپس شک کرده که آیا آن یقین برداشته شده است یا نه، حکم به بقای آن امر کردهاند و فتوا دادهاند که مکلف باید آثار یقین سابق را در زمان شک لاحق مترتب سازد. با توجه به اهمیت و جایگاه این قاعده در فقه و اصول بررسی آن ضرورت خاصی دارد. ما در این پژوهش ادله حجیت استصحاب را مورد تحلیل و بررسی قرار دادهایم تا ببینیم که استصحاب از چه راهی برای ما ثابت میشود. بررسی ادله حجیت استصحاب سهم مهمی دارد در این که استصحاب کاشفیت از حکم واقعی دارد یا تنها حکم ظاهری را ثابت میکند از سوالات مهم این پژوهش عبارت است از: دیدگاه علمای اصول در مورد ادله حجیت استصحاب و بازپژوهی دیدگاه شهید صدر (ره)، درصورتی که سیره عقلا دلیل استصحاب باشد مفاد آن چیست. در این پژوهش که با روش توصیفی- تحلیلی انجام گرفته، در این میان مهمترین دلیل استصحاب روایات هستند که عموما به صورت مضمره آمده است البته روایات زیادی در باب استصحاب وارد شده است و برخی از اصولیین تا ده روایت را برای اصل آوردهاند ولی عدم دلالت بیشتر این روایات بر استصحاب مشخص است بنابراین ما در این پژوهش روایاتی را آوردایم که بیشتر مورد توجه اصولیین بوده است. همچنین از دیدگاه بیشتر اصولیین سیره عقلا را دلیل بر استصحاب نمیدانند. آخوند خراسانی و اصولیین بعد از وی به دلیل این که مبنای سیره عقلا در باب استصحاب مشخص نیست، سیره عقلا را دلیل بر حجیت استصحاب ندانستهاند. شهید صدر (ره) نیز عمل عقلا بر طبق حالت سابقه را به دلیل انس به حالت سابق میداند، نه این که این عمل بین عقلای عالم به دلیل تعبد باشد. مسئله در ظن به بقا نیز همین گونه میباشد، اصولیین ظن به بقا را دلیل بر استصحاب ندانستهاند به دلیل این که صرف مجرد حالت سابقه موجب ظن نمیشود. اجماع هم در باب استصحاب محال است زیرا با توجه به تمام تفاصیلی که در باب حجیت استصحاب هست ادعای اجماع امری مضحک است.