1405/02/20

کریم کوخایی زاده

مرتبه علمی: دانشیار
ارکید:
تحصیلات: دکترای تخصصی
ریسرچ گیت:
دانشکده: الهیات و معارف اسلامی
اسکولار:
پست الکترونیکی:
اسکاپوس:
تلفن:
HIndex:

مشخصات پژوهش

عنوان
تبیین اصول معناشناسی و کاربردشناسی در بیع
نوع پژوهش
پایان نامه
کلیدواژه‌ها
.
سال 1402
پژوهشگران داود سعیدی(دانشجو)، طاهره افشار (Tahereh Afshar)(استاد مشاور)، کریم کوخایی زاده(استاد مشاور)

چکیده

چکیده بیع از مهمترین قرارداد‌های حوزه فقه و حقوق مدنی ایران شناخته می‌شود. قوانین و مقرارت این قرارداد با توجه به سابقه طولانی آن در سیستم حقوقی اسلام، ریشه در مبانی فقهی آنان دارد. فقیهان به عنوان زبانشناسانی متبحر از دیرباز، برخی اصول معناشناختی و کاربردشناختی را در قالب مبانی استنباط احکام فقهی برای کشف معانی مقصود شارع و هم صاحب‌نظران عرصه فقاهت، آگاهانه یا ناآگاهانه به کار بسته‌اند. با این اوصاف می‌توان پرسید که صاحب‌نظران عرصه فقاهت در متون فقه، برای کشف و استنباط معانی از چه شیوه‌ها و روش‌هایی در حوزه معناشناسی و کاربردشناسی زبان، استفاده برده‌اند. هر چند تبیین این اصول و ضوابط اختصاصی هم به موضوع بیع نداشته و در تمامی ابواب فقهی جریان دارد؛ لکن بیع از باب نمونه شاخصی در متون فقه برای ارزیابی و تبیین این کاربست‌ها و چارچوبه‌های زبانشناختی از سوی نویسنده انتخاب شده است. از مقدمات گفته شده، هدف، ضرورت و اهمیّت طرح چنین موضوعاتی به خوبی احساس می‌گردد. آنچه ضرورت بحث را افزون می‌نماید، با قطع نظر از آن که در زمینه معناشناسی بیع پژوهشی مستقل انجام نگرفته؛ این که یادگیری علوم مرتبط با مبانی استنباط احکام یعنی زبانشناسی و زیر شاخه‌ها؛ معناشناسی و کاربردشناسی، آثار بنیادینی در شیوه و دقّت علمی فقیهان و حقوقدانان گذاشته و به طبع، آرای فقهی و حقوقی متقنی به وسیله مراجع عظام و هم مراجع قضایی به ثمر خواهد نشاند. نگارنده در نوشتار حاضر با استناد به منابع کتابخانه‌ای و روش توصیفی- تحلیلی به تبیین برخی از مهمترین مبانی معناشناختی و کاربردشناختی در حوزه متون فقهی بیع پرداخته‌ است. به نظر می‌رسد برخی از اصول معناشناختی به انضمام قواعد کاربردشناسی همچون تفسیر موضعی و بینامتنیّت در تشخیص معنای صحیح و مورد نظر شارع یا مقصود فقیهان، به کار گرفته شده‌اند.کشف معنا به وسیله زدودن ابهامات واژگانی، گروهی و ساختاری از طریق تمسّک به برداشت‌های قطعی، بافت‌ درون‌زبانی، معناشناسی جهان ممکن، از مهم‌ترین اصول معناشناختی بکار گرفته شده توسط فقهاست. اصل تفسیر موضعی به همراه بینامتنیت، در قالب یک نظریه و به شکلی منسجم بر خلاف برخی ضوابط مطرح در اصول فقه، از أهم این اصول و قواعد زبانی در کاربردشناسی زبان به شمار می‌روند. کلید واژه‌ها: بیع، اصل همکاری گرایس، تلویح، برداشت قطعی، بافت، معناشناسی رابطه‌ای، بینامتنیت، اصل تعبیر محدود.