دین مبین اسلام، دربردارنده آموزههایی است که عمل بر اساس آنها، کمال انسان و تحکیم جامعه انسانی را به دنبال خواهد داشت. محتوای اصلی این آموزهها، رشد فضیلتهای اخلاقی به صورت مطلوب در جامعه است، چنانکه میتوان گفت یکی از اهداف رسالت پیامبران، پرورش این و تثبیتشان در جامعه بوده است. از این رو پرداختن به این موضوع و پرورش روحیه اخلاقمداری در جامعه، از ضروریات است، تا در سایهسار آن بتوان رشد و استحکام جامعه را به ارمغان آورد. اگر این مهم، به انحطاط رود، استحکام جامعه نیز دچار تزلزل خواهد شد. در این نوشتار با تکیه بر آیات قرآن کریم و کنکاشی در نظریات علامه طباطبایی، به تحلیل و بررسی برخی فضیلتهای اخلاقی پرداخته شده است که اگر در میان افراد جامعه نهادینه شوند به جامعهی اسلامی و نبوی نزدیکتر شدهایم. جامعهای که روابط اجتماعی افرادش، بر اساس اخلاقمداری و در سایهسار عمل به دستورهای اخلاقی سامان یابد، همان جامعه مطلوب خواهد بود. روش تحقیق در این پژوهش، تحلیلی- توصیفی و با استفاده از منابع کتابخانهای است.