یکی از مباحث مهم تفسیر المیزان ، بررسی فقه الحدیثی روایات منقول از منابع فریقین است که علامه در خلال این مباحث، دیدگاههای حدیثی و فقه الحدیثی خود را بیان کرده است. هدف از نوشتار حاضر که با روش توصیفی-تحلیلی و با ابزار کتابخانه ای انجام شده، بررسی رویکرد فقه الحدیثی مؤلف المیزان نسبت به روایات الکاف کلینی میباشد. علامه برای ارزیابی روایات این کتاب مؤلفه های فقه الحدیثی متعددی به ویژه عرضه روایات بر قرآن و روایات صحیح، سنجش احادیث با عقل، در نظرگرفتن معیار تاریخ و.... را بکار گرفته و با این مبانی در موارد متعددی به تأیید و بهره گیری از روایات الکافی ، شرح و تفسیر احادیاث آن کتاب، کشف و بیان مقصود معصومین^، تشخیص روایات تفسیری از غیر آن، رفع تعارض و دفع شبهه از بیانات معصومان، نقد روایات کافی و.... پرداخته است. مهمترین معیار نویسنده المیزان در فهم و نقد روایات، ملاک عرضه روایات بر قرآن می باشد که برگرفته از مبانی خاص روش تفسیری وی در المیزان بوده و به همین دلیل بیشتر بررسیهای فقه الحدیثی خود را براساس این معیار انجام داده است.