ه خودشیفتگی یک پدیده فردی و یا گروهی است که در سایه آن فرد و گروه به طور ناسالم عاشق خود شده، خود را برتر از دیگران برآورد میکنند. این عارضه در حوزه دین و دینداری نیز رسوخ کرده و به عنوان یکی از آفتهای دینداری شناخته میشود؛ هدف این پژوهش توصیف و تبیین خودشیفتگی دینی و مؤلفههای آن است و در آن سعی شده است تا به روش توصیفی - تحلیلی و با تکیه بر مبانی روانشناختی خودشیفتگی، به توصیف و تبیین این پدیده بپردازد. یافتههای پژوهش نشان میدهد که هم در فرد دیندار و هم گروه و جریانات دینی رخ نشان داده، باعث میشود توبیخها و تکفیرهایی را نسبت به دیگران رقم بزنند. نتایج پژوهش بیانگر آن است که علیرغم مؤلفههای متعدد، اساس اعتقادات فرد و جریان خودشیفته دینی بر سه مؤلفه و اصل محوری «خودحقپنداری، مطلقانگاری و انحصارگرایی» متمرکز است که دیگر مؤلفهها را نیز در بر میگیرد. در سایه این سه مؤلفه که در روانشناسی خودشیفتگی با عناوینی همچون احساس حقانیت و خودبرتربینی و خودمحوری و انحصارطلبی مورد بحث قرار میگیرند، فرد و گروه خودشیفته معتقد است که در مقایسه با افراد یا گروههای دیگر، خاص و برتر است، نیکی آن است که خود می-پندارند و بدی آن است که آنها منکرند، به خود و نیازهای خود توجه خودپسندانه داشته و بر این باور هستند که همه چیز برای خودشان است.