اهداف: این پژوهش با هدف بررسی تأثیر فعالیتهای انسانی بر تغییرات اقلیمی و انتشار گازهای گلخانهای در بخش کشاورزی، بهویژه از طریق ارزیابی بیلان کربن، ترسیب کربن، و تنفس خاک در کشت نخود و ارزن انجام شد. مواد و روشها: طی دو سال زراعی متوالی (1400–1401 و 1401–1402) انجام شد. آزمایش در قالب کرتهای دوبار خرد شده در طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار اجرا شد. تیمارها شامل دو نوع خاکورزی (مرسوم و کمخاکورزی)، دو سطح مصرف کود دامی، و سه نوع تناوب زراعی (نخود–آیش، نخود–ارزن، و ارزن–آیش) بودند. یافتهها: نتایج نشان داد خاکورزی مرسوم در مقایسه با کمخاکورزی باعث افزایش معنیدار در تنفس هتروتروفی و کل شد؛ بهویژه در نخود که این افزایش تا بیش از 100 درصد نیز رسید. همچنین، کاربرد کود دامی تأثیر مثبتی بر افزایش تنفس داشت؛ در ارزن و نخود، این افزایش در حدود 10 تا 23 درصد متغیر بود. تناوب زراعی نیز موجب افزایش فعالیت میکروبی خاک گردید که در هر دو گیاه مشهود بود. نتیجهگیری: بهطور کلی، خاکورزی مرسوم و مصرف کود دامی منجر به افزایش فعالیت میکروبی و تنفس خاک شدند که به نوبه خود میتواند منجر به افزایش انتشار گازهای گلخانهای گردد. با این حال، تناوب زراعی مناسب مانند نخود–ارزن، تأثیر مثبتی بر پویایی میکروبی و مدیریت کربن خاک داشته و میتواند بهعنوان راهکاری مؤثر در بهبود پایداری سیستمهای کشاورزی در مواجهه با چالشهای اقلیمی در نظر گرفته شود.