این مطالعه با هدف بررسی تأثیر قطعهقطعه شدن عرصههای جنگلی در اثر تغییرکاربری به زراعت دیم بر ترکیب فلوریستیکی، اشکال زیستی و پراکنش جغرافیایی گونههای گیاهی در جنگلهای زاگرس انجام شد. در این مطالعه، نمونهبرداری از پوشش گیاهی در مرکز و حاشیه لکههای کوچک ( 1-3 هکتار) و بزرگ ( 8-12 هکتار) و عرصه زراعی (کشت گندم دیم) و جنگل پیوسته (حدود 150 هکتار بهعنوان شاهد) انجام شد. نتایج نشان داد که در مجموع 60 گونه گیاهی متعلق به 19 تیره در منطقه وجود دارد. بیشترین غنا در جنگل شاهد (42 گونه) و کمترین در مزرعه (19 گونه) ثبت گردید. در سایر موقعیتها شامل مرکز لکههای بزرگ، حاشیۀ لکههای بزرگ، مرکز لکههای کوچک و حاشیۀ لکههای کوچک بهترتیب 32، 30، 30 و 28 گونه ثبت شد. خانواده Asteraceae در اغلب موقعیتها بیشترین تعداد گونه را داشت و خانواده Fabaceaeدر جنگل شاهد و مرکز لکههای بزرگ با 8 گونه غالب بود. از نظر شکل زیستی، تروفیتها در همه موقعیتها غالب بودند. بیشترین تنوع اشکال زیستی در جنگل شاهد و کمترین در مزرعه مشاهده شد. از نظر کوروتیپ، عناصر ایران–توران–مدیترانه و ایران–تورانی در همه موقعیتها غالب بودند. بررسی ترکیب فلوریستیکی جنگل شاهد با مرکز و حاشیه لکههای بزرگ و کوچک نشان داد که در هر دو اندازه لکه، بخش مرکزی نسبت به حاشیه، شباهت بیشتری به جنگل شاهد (مرکزی لکه بزرگ-شاهد 19 و مرکزی لکه کوچک-شاهد: 4 گونه مشترک) دارد. نتایج پژوهش نشان داد که قطعهقطعه شدن و تغییرکاربری اراضی سبب کاهش غنای گونهای و در نتیجه کاهش پایداری اکولوژیک در جنگلهای زاگرس میشود. ازاینرو، حفاظت از لکههای بزرگ جنگلی، جلوگیری از توسعهی لکههای کوچک، و بازسازی زیستگاههای تخریبشده از طریق کشت حفاظتی و اتصال قطعات کوچک، برای کاهش اثر حاشیهای، نقش اساسی در حفظ تنوع زیستی، پایداری و باززایی اکولوژیک جنگلهای زاگرس دارد.