قرآن کریم، حوادث پرفراز و نشیب سرگذشت یوسف(ع) را با زیباترین شیوۀ داستانسرایی بیان کرده و آن را مایۀ هدایت و عبرت بشریت برشمرده است؛ امّا روایات ساختگی فراوانی ذیل برخی از آیات سورۀ یوسف(ع) دیده میشود که صبغۀ هدایتی آن را کمرنگ ساخته است. در این پژوهش، روایات شیعی ذیل آیات 99 و 100 سوره، مورد ارزیابی سندی و تحلیل محتوایی قرار گرفته است. رهیافت اصلی این پژوهش که به روش کتابخانهای انجام شده است، این است که پنج روایت اصلی موجود در منابع شیعی، هیچکدام از نظر سندی معتبر و قابل استناد نیستند. از حیث محتوا نیز، همهی آنها علاوه بر تنافی و مغایرتی که در متنشان وجود دارد، با نصّ مقدس قرآن کریم مخالفت آشکار دارند و با سیاق آیات سوره همخوانی ندارند؛ همچنین با موازین عقلی و اعتقادی سازگار نیستند و علاوه بر آن، مقام عصمت این پیامبر بزرگ را که در قرآن به نیکویی ستایش شده و با صفات، متقی، محسن، صدّیق، حفیظ، علیم و ... متّصف گشته است، خدشهدار ساختهاند. چنین نسبت ناروا و نامقبولی، به وضوح نشان از دستبرد جاعلان حدیث و خرافه پردازان در این قصهی نیکوی قرآنی دارد.