هدف: هدف اصلی این پژوهش، تبیین مبانی، مؤلفهها و موانع مرگاندیشی و جایگاه آن در زندگی آرمانی در راستای معناداری زندگی و هدفمندی و اصلاح و ارتقاء و بالندگی آن با بهرهمندی از آموزههای قرآنی و روایی برای کاربردی ساختن مسألهی مرگاندیشی در جامعه است زیرا کمبود بشر معاصر در عصر ارتباطات و مدرنیته و با وجود پیشرفت گستردهی علم و تکنولوژی، فراموشی مرگ و زندگی پس از آن، فراموشی خداوند و روز جزا و بهطور کلی فقدان معنویت است. روششناسی پژوهش: در این پژوهش با استفاده از منابع کتابخانهای و منابع نرمافزاری و دیجیتالی و با اتخاذ روش توصیفی - تحلیلی به تبیین مسألهی مرگاندیشی در آیات و روایات پرداخته شده است. ابزارهای پژوهش در این رساله، دادههایی است که با خوانش قرآن کریم و روایات در این زمینه و تحلیل دادههای مستخرج بهدست خواهد آمد. یافتهها: مهمترین یافتههای این پژوهش عبارتند از: حیات ویژگی ذاتی خداوند است و تنها خداست که زندهی پایدار و فناناپذیر است. پس میرایی صفت انسان (بعد جسمی انسان) و جهان است و نامیرایی صفت روح انسان است که از آن خداست و به سوی او بازمیگردد. آغاز آفرینش و بازگرداندن آن کار خداست و بیانگر ارتباط وثیق بین مبدأ و معاد و نیز علم و قدرت مطلق خداوند و مالکیت مطلق خداوند در دنیا و آخرت است. بقاء روح انسان پس از مرگ، فطرت الاهی انسان، هدف آفرینش انسان و تمایل به جاودانگی در وجود انسان، همه بیانگر حرکت انسان به سوی خداوند و نیز وجود جهان آخرت و زندگی جاودان انسان است. تفاوت دنیا و آخرت، دنیا جایگاه سختی و بلای انسان، وجود زندگی پس از مرگ، مشاهدات تجربهگران مرگ موقت و...و هدفمندی آفرینش جهان همه بر موقتی بودن زندگی دنیا و ابدی بودن سرای آخرت اشاره دارند. ترس از مرگ یا به جهت نشناختن ماهیت آن است و یا به جهت ارتکاب گناه و معصیت و نیز نگرش نادرست به مرگ و تلقی نابودی و فنا از مرگ. مرگاندیشی موجب اصلاح زندگی و تغییر نگرش نسبت به آن و اصلاح اخلاقی و تقویت مبانی اعتقادی و مبانی اخلاقی در وجود انسان است. از مهمترین موانع مرگاندیشی، خدافراموشی، دنیادوستی، گناه و معصیت، هواپرستی، آرزوهای طولانی و غفلت ذکر شده است. با تبیین مؤلفههای زندگی آرمانی مشخص میشود که مرگاندیشی موجب اصلاح و تقویت ارتباط انسان با پروردگار، مردم و خویشتن است و انسان مرگاندیش در هر سه محور ارتباطی مذکور به اصلاح رفتار و عملکرد خود میپردازد تا با توشهی مناسب به زندگی حقیقی و سرای جاودان خود برسد زیرا اعمال انسان، تعیینکنندهی جایگاه او در آخرت است. نتیجهگیری: مرگ، لازمهی کمال انسان و سرنوشتی اجتنابناپذیر برای حیات هر انسان قلمداد میشود. در دنیا زندگی بدون مرگ وجود ندارد و با پذیرش مرگ در راستای هدف آفرینش انسان که بازگشت به سوی خداوند و اصل خویش است، معناداری زندگی حاصل میشود. مرگاندیشی موجب تقویت مبانی خداشناختی، انسان شناختی و جهان شناختی در انسان میشود و بدون در نظر گرفتن مبانی اعتقادی و اصیل زندگی که هدفمندی مرگ در راستای تکامل وجودی انسان و لقاء خداوند را متذکر میشوند، مرگاندیشی صرف فایدهای ندارد. مرگاندیشی به انسان میآموزد که مرگ در مقابل زندگی نیست بلکه جزئی از حقیقت زندگی است و زندگی پایان نمیپذیرد بلکه از حالتی به حالت دیگر تبدیل میشود و با وجود ایمان و اعمال صالح و امید به رحمت بیکران پروردگار و شفاعت پیامبر (ص) و اهلبیت علیهمالسلام، ترس از مرگ از بین میرود زیرا با گذر از مرگ، وصال الاهی و دیدار پیامبر (ص) و ائمهی اطهار علیهمالسلام محقق میشود. کلیدواژهها: مرگاندیشی، مبانی مرگاندیشی، مؤلفههای مرگاندیشی، موانع مرگاندیشی، زندگی آرمانی.