1405/02/20

سیدمحمدرضا حسینی نیا

مرتبه علمی: استاد
ارکید:
تحصیلات: دکترای تخصصی
ریسرچ گیت:
دانشکده: الهیات و معارف اسلامی
اسکولار:
پست الکترونیکی: m.hoseininia [at] ilam.ac.ir
اسکاپوس:
تلفن: 08432247443
HIndex:

مشخصات پژوهش

عنوان
بوی خوش این نسیم
نوع پژوهش
کتاب
کلیدواژه‌ها
مولوی، مولوی پژوهی
سال 1404
پژوهشگران فرح توحیدی ، سیدمحمدرضا حسینی نیا

چکیده

شناخت رسول اکرم(ص) به عنوان اسوه‌ای الهی از اهمیت خاصی برخوردار است. اگرچه قرآن کریم به عنوان مهم‌ترین منبع شناخت، سیمای پیامبراکرم(ص) را به روشنی ترسیم نموده‌است اما هر یک از اندیشمندان اسلامی و غیر اسلامی بر آن بوده اند تا متناسب با ذوق و مرام فکری خود، تفسیر متفاوتی از این شناخت به دست دهند. در این ‌میان مولانا با تعمق در معارف اسلام؛ سیمای پیامبر(ص) را در آیینه‌ی درخشان آیات قرآن ترسیم نموده‌است. محتوای آثار مولوی بیانگر آن است که وی به تبعیت از قرآن امکان شناخت را برای انسان فراهم دانسته و عقل ایمانی را موهبتی الهی و وسیله‌ی شناخت به شمار می آورد اما او به عنوان یک عارف جایگاه عشق و شهود را درکسب معارف، بسیار بالاتر از عقل و نقل معرفی نموده است. مولوی در شناخت خود از حضرت احمد(ص) به‌این نتیجه رسید‌ه‌است که ‌اگر چه وجود جسمانی پیامبر(ص) هم چون جسم دیگر انسان‌ها ترکیبی از گوشت، پوست و استخوان بود‌ه‌است،‌ اما حقیقت وجودی ایشان به دلیل برخورداری از موهبت‌هایی هم چون وحی، اعجاز و عصمت متمایز از دیگر انسان‌هاست. نگارنده‌ی این رساله بر آن بوده است که با تکیه بر آیات قرآن و تحلیل و بررسی آنها، شناخت‌شناسی مولانا از شخصیت پیامبر(ص) را بیان و نقد نماید. برای این کار با اعتبارسنجی عقل و عشق از دیدگاه مولانا به تبیین این موضوع پرداخته که مولوی عقل را تا مرحله‌ای راهنمای انسان می‌داند و پس از آن عشق می بایست راهنما باشد. مولوی با نازک اندیشی‌های خاص خود به شناخت ویژگی‌هایی از رسول خاتم(ص) هم چون کیمیای جان، منتهی در عشق و خواجه‌ی لولاک بودن دست یافته‌است. از آن جا که پیامبراکرم(ص) پیش از آن که پیام آور خداوند باشد، یک انسان بود‌ه‌است، نگارنده بر خود بایسته دانسته که به تفصیل ویژگی‌های مشترک انسان‌ها هم چون عقل، اراده و اختیار را تبیین نماید، سپس امتیازات ایشان را به عنوان سفیر خداوند مورد مداقه قرار دهد. بیان مسئولیت‎های پیامبر خاتم(ص) هم چون دعوت به حق، تزکیه، بشارت و انذار از اصلی‌ترین موضوعات این پژوهش بوده ‌است. در تمامی مباحث انطباق شناخت‌شناسی مولوی از پیامبر خاتم(ص) بر آیات قرآن با رویکردی تحلیلی- انتقادی مورد مداقه قرار گرفته ‌است. از جمله مواردی که نگارنده سخن مولوی را مورد نقد قرار داده می توان به سخن وی پیرامون تحقیر عقل، بی اهمیت شمردن جسم آدمی و مواهب مادی، دخل و تصرف در داستان های تاریخی، و بی توجهی به اصالت احادیث اشاره کرد.