در منظومه فرهنگی و تمدنی اسلام، تربیت فرزندان فراتر از یک وظیفه خانوادگی، مأموریتی تمدنساز است که با هدف پرورش نسلی مسئول، عاقبتاندیش و متعهد به ارزشهای الهی و اجتماعی طراحی شده است. قرآن کریم با تأکید بر مفاهیمی چون «عاقبتاندیشی»، «تدبیر»، «حِلم» و «نَظَر در عواقب»، چارچوبی راهبردی برای تربیتی فراهم میآورد که فرد را نهتنها در قبال سرنوشت خویش، بلکه در برابر آینده جامعه و امت مسئول میداند. در این رویکرد، «عاقبتاندیشی» - بهمعنای تأمل آگاهانه در پیامدهای اعمال و تصمیمات برای نسلهای آینده - بهعنوان هوش استراتژیک تمدن اسلامی جایگاهی محوری یافته و در نهادهای خانواده، آموزش و جامعه نهادینه میشود. روایات اهلبیت نیز با محوریت تعلیم علم، تنظیم معیشت، تربیت مهارتهای زیستی و وصایای فرهنگی، پنج شیوه کلیدی برای تحقق تربیت عاقبتاندیش ارائه میدهند، هر یک از این ارکان، با استناد به نصوص قرآنی و روایی، نهتنها به نیازهای فردی پاسخ میدهد، بلکه زمینهساز شکلگیری انسان تمدنی ای است که در برابر بحرانهای معاصر - همچون گسست نسلی، بحران هویت، و سلطه فناوریهای بیارزش – دارای بینش، تابآوری، و کنش موثر باشد. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی و بهرهگیری از منابع اصلی قرآنی و حدیثی، نشان میدهد که تربیت عاقبتاندیش در اسلام، نظامی معناگرا و هدفمند است که به تلفیق هوشمندانه ی نیازهای مادی و معنوی انسان می انجامد. این مقاله در پاسخ به پرسش بنیادین «آیا تربیت میتواند تمدن بسازد؟»، با ارائه الگویی مفهومی-کاربردی از تربیت تمدنساز، نشان میدهد که در منظومه ی وحیانی اسلام، تربیت نه فقط عامل رشدفردی بلکه موتور پویایی تمدن است.