به دنبال جنبش زنان برای دستیابی به حقوق برابر با مردان «نوشتار زنانه» به عنوان شاخهای از نقد فمینیستی در اواسط قرن بیستم شکل گرفت. نوشتار زنانه نظری است بر پایهی این اعتقاد که زنان و مردان در مقایسه با یکدیگر حالات و خلقیات متفاوتی دارند و بر این اساس میتوان تفاوتهای نوشتاری این دو جنس را بررسی کرد. رمان از جمله قالبهای متنوع ادبی است که زنان را در به تصویر کشیدن واقعیتهای ملموس جامعه یاری داده است. رمان علاوه بر جذابیت متن میدان مناسبی برای معرفی جهانبینی نویسنده آن است پس بنابراین با بررسی دقیق خصوصیات و ویژگیهای سبکی و زبانی و جهانبینی خاص نویسنده و شیوه تفکر او میتوان به عوامل تأثیرگذار بر اندیشه نویسنده وجه شباهتها و تفاوتها را با آثار دیگر نویسندگان رمان بررسی کرد. غزاله علیزاده از نویسندگان نسل سوم ایران است که در داستانها و رمانهای خود مشکلات زنان ایران را به نوعی به تصویر کشیده است. یافتههای این پژوهش نشان میدهد که در آثار این نویسنده در سطح مختلف متن (واژگان، جملات و سطح گفتمان) دیدگاه و سبک زنانه نمود یافته است و در این آثار ویژگیهایی چون سادهنویسی، جزئینگری، رؤیانگری جملات ناتمام، جملات معترضه و دعایی به صورتهای مبهم و غیرصریح زبان و... مشاهده میشود. ما در این پژوهش برآنیم که با بررسی رمانهای علیزاده به شاخصههای اصلی زبانی و فکری او در آثارش پی ببریم و با دستهبندی این شاخصهها به تفاوتهای نوشتاری او با سایر رماننویسان دست پیدا کنیم.