رمانتیسم از جمله مهمترین مکاتب ادبی در عصر معاصر است که پایه و اساسی غربی دارد و باید آن را بینش و تفکر هنری- ادبی قرن نوزدهم به شمار آورد. در این پژوهش که به روش توصیفی- تحلیلی تدوین شده، رمانتیسم در ترانههای عبدالجبار کاکایی و افشین یداللهی بررسی شده است. این دو شاعر در ترانههایی خود شاخصههای مکتب رمانتیسم را از جمله آزادی، شخصیت )من(، هیجان و احساسات، گریز و سیاحت، افسون سخن، تخیل، نوستالژی، حسرت، عشق، طبیعتگرایی، غم و تنهایی، آرمانگرایی و شکواییه را به کار بردهاند. تصاویری که اغلب از احساسات شخصی هر دو شاعر نشأت میگیرند و در پیوند با عامل تخیل این تصاویر غنی میشوند. نگرش کاکایی و یداللهی به رمانتیسم فردی و اجتماعی به صورت یکسان است و پرداختن به رمانتیسم اجتماعی در ترانههای آنها به منظور خلق جهانی ایدهآل و همراه با آرامش در زندگی مردمان و اجتماع بوده است. البته باید این نکته را در نظر گرفت که ترانههای کاکایی گاه تحت تأثیر دیدگاه عرفانی وی در حیطه رمانتیسم اجتماعی- عرفانی قرار می گیرند. توجه هر دو شاعر در ترانهها به عنصر طبیعت به عنوان بیشترین بسامد، این امر را نشان میدهد که آنها در پی سازگاری محتوای ترانههای خود با عامل طبیعت هستند و درواقع طبیعت راهی برای معناکردن زندگی در نزد آنها به شمار میرود. تفکرات و اندیشههای کاکایی و یداللهی در ترسیم رمانتیسم در ترانههای خود تا حد زیادی مشترک است که وسعت دید کاکایی در این زمینه بیشتر به نظر می رسد. زمانی که هر دو شاعر قصد سخن گفتن از رمانتیسم اجتماعی را دارند سخن من را در قالب ما ریخته و پیشامدها و وقایع را در میان جامعه ترسیم میکنند. نهایت و غایت این دو شاعر این است که مردم بتوانند به معنی حقیقی کلمه زندگی کنند.