ابویعقوب سجستانی، با بسط اندیشههای استادش نسفی و با تأثیرپذیری از افکار نوافلاطونی و گنوسی، نوعی نظام فکری جهانشناختی عرضه کرد که در آثار متفکران بعدی استمرار یافت. موضوع این پژوهش که به روش توصیفی تحلیلی انجام گرفته، تحلیل مراتب وجود از دیدگاه اوست. از نگاه ابویعقوب آفرینش با ابداع آغاز میشود. سپس عقل کلی که جوهری باقی است پدید میآید. از عقل کلی، نفس کلی که جوهری روحانی و متحرک است، ایجاد میشود و از عقل و نفس، جد و فتح و خیال به وجود میآید. طبیعت، خلق سوم است که از نفس کلی ایجاد میشود و با قوای صورت و هیولی، زمان و مکان و حرکت و سکون، جسم را خلق میکند. نفس کلی با واسطۀ طبیعت و با دستافزار افلاک، ارکان را میآفریند و از ارکان، موالید ثلاثه پدید میآید. انسان نیز غایت آفرینش است که به راهنمایی انبیا و با کمک عقل به سعادت میرسد