این پژوهش با تمرکز بر رویکرد سهگانه استوارت هال (بازتابی، تعمدی، برساختی)، به تحلیل تطبیقی بازنمایی رنجها، امیدها، دغدغهها، کمبودها، و نیازهای زنان در رمانهای «ساعه بغداد» اثر شهد الراوی و «آن زن مرا صدا کرد» اثر معصومه انصاریان میپردازد. روش تحقیق کیفی و مبتنی بر تحلیل محتوای متنی با رویکرد تطبیقی است که مضامین مشترک (رنج، مقاومت، امید، همبستگی)، تأثیر گفتمانهای اجتماعی-تاریخی (جنگ ایران و عراق و تحریمهای عراق)، نقش سبکهای روایی (واقعگرایی عاطفی و نمادگرایی) و شباهتها و تفاوتهای بازنمایی هویت زنان را بررسی میکند. سؤالات پژوهش به چگونگی بازنمایی این مضامین، تأثیر گفتمانهای جنگ و تحریم، نقش سبکهای روایی و الگوهای تطبیقی در ادبیات زنانه میپردازد. یافتهها نشان میدهند که هر دو رمان زنان را بهعنوان کنشگرانی مقاوم در برابر گفتمانهای مردسالارانه و بحرانهای جنگی بازنمایی میکنند. در «آن زن مرا صدا کرد»، زنان ایرانی از طریق کنشگری اجتماعی و هویتهای مذهبی-ملی، نقشهای سنتی را به چالش میکشند، در حالی که در «ساعه بغداد»، زنان عراقی با تکیه بر حافظه جمعی، چندفرهنگی و تخیل، هویتهای سیال خود را بازسازی میکنند. شباهتها شامل مقاومت در برابر کلیشههای جنسیتی، بازتعریف هویت و همبستگی زنانه است، در حالی که تفاوتها در کنشگری اجتماعی در برابر بازسازی عاطفی، فردگرایی در برابر هویت جمعی و اثرات عینی در برابر اثرات روانی جنگ نهفته است. سبکهای روایی متمایز—واقعگرایی عاطفی در رمان ایرانی و نمادگرایی در رمان عراقی—این بازنماییها را غنا بخشیده و ارزشهای ادبیات پایداری مانند تابآوری و امید را تقویت میکنند. این پژوهش چارچوبی جامع برای تحلیل ادبیات زنانه در جوامع جنگزده ارائه میدهد و به گفتوگوهای بینفرهنگی در ادبیات خاورمیانه کمک میکند.