جنگ تحمیلی (1359–1367) تأثیرات عمیقی بر تجربههای زیسته زنان ایران و عراق گذاشت و بازنمایی هویت زنانه را در ادبیات جنگ این دو کشور شکل داد. این پژوهش با روش تحلیل محتوای کیفی و رویکرد تطبیقی، بازنمایی هویت زنانه را در دو رمان «ساعه بغداد» اثر شهد الراوی و «آن زن مرا صدا کرد» اثر معصومه انصاریان بررسی میکند. با استناد به نظریه استوارت هال درباره هویت بهعنوان سازهای سیال، چندلایه و وابسته به روابط قدرت، فرهنگ و تاریخ، مطالعه نشان میدهد که زنان در این آثار نه صرفاً قربانیان منفعل، بلکه کنشگرانی مقاوم و بازساز هویتهای پویا در حوزههای اجتماعی، فرهنگی و سیاسی هستند. هرچند هر دو رمان بر ویرانی، آوارگی و رنج تأکید دارند، اما در بافتهای فرهنگی-تاریخی متفاوت، روایتهای متمایزی از هویت زنانه خلق کردهاند. در رمان انصاریان، هویت زنانه در چارچوب مذهبی-ملی ایران بازتعریف شده و زنان از فضای خصوصی به نقشهای عمومی امدادی و مادری (غیربیولوژیکی) میروند. در مقابل، «ساعه بغداد» با تأکید بر چندفرهنگی بودن عراق و تجربه مهاجرت، هویت زنانه را از طریق حافظه فرهنگی و با سبک روانگرا بازسازی میکند. رئالیسم جادویی در اثر الراوی و واقعگرایی عاطفی در اثر انصاریان، بازنماییها را غنی کرده و ارزشهایی چون تابآوری، همبستگی و امید را تقویت مینماید. این پژوهش با طرحزدن کلیشههای جنسیتی، ادبیات را بهعنوان ابزاری برای روایت تاریخ جنگ از دیدگاه زنانه تثبیت کرده و چارچوبی روشمند برای مطالعات تطبیقی ادبیات جنگ ارائه میدهد