طرح تئوری نوسازی در نظام اسلام بر این اصل استوار است که در هر دوره، باید برای همه مسائل دینیِ فردی و اجتماعی راهحلهای متناسب ارائه شود. با توجه به چالشهای کنونی جهان اسلام، ضرورت نوسازی بهروشنی آشکار میشود؛ زیرا همه ابعاد زندگی فردی و اجتماعی نیازمند بازنگری، بازاندیشی و گاه احیاء در نسبت با دین هستند. این وضعیت، مبنای شکلگیری ایده نوسازی در مرحلهای تاریخی خاص است. بیشتر پژوهشهای موجود درباره نوسازی در اسلام رویکردی تاریخی دارند و بر جنبشها و جریانهایی تمرکز میکنند که ذیل عنوان «تجدید» شناخته میشوند. با این حال، ابعاد عقلانی و نظری نوسازی کمتر مورد توجه قرار گرفته است. در این زمینه، پرسشهایی مانند ضرورت، مشروعیت، امکان، قلمرو و انواع نوسازی از جمله نوسازی نهادی یا مستمر قابل طرح است. پژوهش حاضر با تمرکز بر این مسائل، رویکردی بینرشتهای در چارچوب فلسفه دین و فقه اسلامی دارد و با بهرهگیری از تحلیل مفهومی، بررسی تاریخی و استدلال فلسفی، در پی ارائه چارچوبی عقلانی برای بنیادگذاری ایده نوسازی در اسلام، بهویژه از رهگذر مفهوم «احیاء» است. همچنین، ایده «احیای جمعی» بهعنوان رویکردی نوین برای بازسازی تمدن اسلامی پیشنهاد میشود.