چکیده چاقی ناشی از رژیم غذایی پرچرب با ایجاد اختلال در متابولیسم کبدی و برهمزدن همئوستاز اسیدهای صفراوی، زمینهساز بروز بیماریهای متابولیکی از جمله کبد چرب غیرالکلی میگردد و مداخلات غیردارویی شامل تمرینات ورزشی و پروبیوتیکها به عنوان راهکارهای نوین در تعدیل مسیرهای مولکولی مرتبط مورد توجه قرار گرفتهاند. هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی تأثیر همزمان تمرینات تناوبی با شدت متوسط و مصرف مکمل یوموگی حاوی ساکارومایسس بولاردی بر بیان ژنهای FXR، ABCB11، NTCP، CYP7A1 و ABCC2 دخیل در همئوستاز اسیدهای صفراوی در بافت کبد موشهای صحرایی نر مدل چاقی القا شده با رژیم پرچرب بود. مواد و روشها: در این مطالعه تجربی-آزمایشگاهی، 40 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار پس از القای چاقی با رژیم پرچرب 12 هفتهای به صورت تصادفی به پنج گروه هشتتایی شامل کنترل سالم، کنترل چاق، چاق به همراه تمرین تناوبی با شدت متوسط، چاق به همراه مکمل یوموگی و چاق به همراه هر دو مداخله تقسیم شدند و مداخلات به مدت 8 هفته اجرا گردید. بیان ژنهای هدف با استفاده از تکنیک واکنش زنجیرهای پلیمراز در زمان حقیقی و روش دلتا دلتا سیتی و شاخصهای بیوشیمیایی شامل آنزیمهای کبدی، لیپیدهای بافتی و اسیدهای صفراوی بافتی اندازهگیری شدند. دادهها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس یکطرفه و آزمون تعقیبی توکی در سطح معناداری کمتر از پنج صدم تحلیل گردیدند. یافتهها: نتایج پژوهش نشان داد که رژیم پرچرب موجب کاهش معنادار بیان ژنهای FXR، ABCB11 و ABCC2 و افزایش معنادار بیان ژن NTCP گردید و مداخله ترکیبی تمرین تناوبی با شدت متوسط به همراه مکمل یوموگی با اثرات سینرژیستیک، بیان ژنهای FXR و ABCC2 را به سطح نرمال بازگرداند، بیان ABCB11 را فراتر از سطح فیزیولوژیک افزایش داد، بیان NTCP را به طور چشمگیری کاهش داد و موجب کاهش معنادار لیپیدها و اسیدهای صفراوی بافتی و بهبود آنزیمهای کبدی گردید که نشاندهنده برتری مداخله ترکیبی نسبت به مداخلات منفرد در بازگرداندن همئوستاز اسیدهای صفراوی و بهبود عملکرد کبد در شرایط چاقی است. نتیجه گیری: یافتههای این پژوهش نشان داد که ترکیب تمرین تناوبی با شدت متوسط و مکمل پروبیوتیکی Saccharomyces boulardii با اثر همافزا بر ژنهای کلیدی مسیر همئوستاز اسیدهای صفراوی، میتواند تعادل متابولیکی اسیدهای صفراوی را در کبد بازسازی کرده، تجمع لیپید کبدی را کاهش دهد و عملکرد کبد را در شرایط چاقی ناشی از رژیم پرچرب بهبود بخشد؛ بنابراین این رویکرد افقهای تازهای برای طراحی مداخلات غیردارویی ترکیبی در اختلالات متابولیکی کبدی مرتبط با چاقی فراهم میکند و انجام مطالعات بالینی تکمیلی را ضروری میسازد.