زمینه و هدف: در سطح استخوان، التهاب ناشی از چاقی و پیری، تعادل ظریف بین تشکیل و تجزیه استخوان را بر هم میزند. هدف از این تحقیق بررسی تأثیر هشت هفته تمرین تناوبی و مصرف مکمل تریپتوفان بر سطوح استئوکلسین و CTX-I رتهای مسن تغذیهشده با غذای پرچرب بود. روش کار: در این پژوهش تجربی، 32 سر رت نر ویستار (20 ماهه) به چهار گروه مساوی شامل: کنترل، مکمل تریپتوفان (100 میلیگرم/کیلوگرم/روز بهصورت گاواژ)، تمرین تناوبی (هشت هفته بر روی نوارگردان) و گروه ترکیبی تقسیم شدند. چهلوهشت ساعت پس از آخرین جلسه تمرینی و پس از 12 ساعت ناشتایی، نمونهگیری خون انجام انجام شد. سطوح فاکتورهای استئوکلسین وCTX-I با روش الایزا اندازه گیری گردید. تحلیل دادهها با استفاده از آزمونهای آنوا و تعقیبی بونفرونی در سطح معنیداری 05/0 انجام شد. یافته ها: نتایج آزمون آنالیز واریانس یک طرفه نشان داد که برای فاکتور استئوکلسین بین چهار گروه تفاوت معنیدار وجود دارد. نتایج آزمون تعقیبی بونفرونی نشان میدهد که بین گروه کنترل با گروه تمرین (013/0=p) ، گروه مکمل (029/0=p) و گروه تمرین + مکمل (0001/0=p)، تفاوت معنی دار وجود دارد، همچنین بین گروه تمرین با گروه تمرین + مکمل (01/0=p) و گروه مکمل با گروه تمرین + مکمل (004/0=p) تفاوت معنیدار وجود دارد. همچنین نتایج آزمون آنالیز واریانس یک طرفه برای فاکتور CTX-I نشان داد که بین چهار گروه تفاوت معنیدار وجود دارد. نتایج آزمون تعقیبی بونفرونی نشان میدهد که بین گروه کنترل با گروه تمرین (002/0=p)، گروه مکمل (001/0=p)، گروه تمرین + مکمل (0001/0=p)، تفاوت معنی دار وجود دارد، همچنین بین گروه تمرین با گروه تمرین + مکمل (004/0=p) و گروه مکمل با گروه تمرین + مکمل (008/0=p) تفاوت معنیدار وجود دارد. نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که هشت هفته تمرین تناوبی با شدت بالا (HIIT) و مکملیاری تریپتوفان هر یک بهتنهایی باعث افزایش معنادار استئوکلسین و کاهش معنادار CTX-I در موشهای چاق سالمند میشوند، اما تنها مداخله ترکیبی توانست کاهش وزن معنادار ایجاد کند. بهنظر میرسد ترکیب HIIT و تریپتوفان از طریق اثر همافزایی بر کاهش التهاب، تعدیل نسبت RANKL/OPG و بهبود متابولیسم انرژی، تعادل بازسازی استخوان را بهنفع آنابولیسم تغییر داده و میتواند بهعنوان یک راهبرد غیردارویی مؤثر در مدیریت چاقی سالمندی و پیشگیری از تحلیل استخوان مطرح باشد. بااینحال، تأیید قطعی این یافتهها نیازمند کارآزماییهای بالینی انسانی و بررسیهای هیستومورفومتری استخوان میباشد.