چکیده چاقی به عنوان یکی از مهمترین چالشهای سلامت عمومی در قرن حاضر، از طریق اختلال در متابولیسم لیپیدی، مقاومت به انسولین و التهاب مزمن، ساختار و عملکرد بافت قلب را بهشدت تحت تأثیر قرار میدهد. اسپکسین به عنوان یک نوروپپتید تنظیمی که از طریق گیرندههای GALR2 و GALR3 عمل میکند، نقش کلیدی در تنظیم هموستاز انرژی ایفا مینماید و کاهش سطوح آن در چاقی، با اختلالات متابولیک قلبی مرتبط است. هدف این پژوهش، بررسی تأثیر همزمان تمرین تناوبی با شدت متوسط (MIIT) و مصرف مکمل ایندول پروپیونیک اسید (IPA) بر سطوح اسپکسین و بیان ژنهای GALR2، GALR3، CPT1، SREBP1 و FAS در بافت قلب موشهای چاق بود. این مطالعه تجربی بر روی 40 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار در 5 گروه (کنترل سالم، کنترل چاق، چاق+تمرین، چاق+مکمل و چاق+ترکیبی) انجام شد. چاقی با رژیم پرچرب (60٪ چربی) طی 12 هفته القا گردید و پروتکل مداخلهای به مدت 8 هفته اجرا شد. گروه تمرین از پروتکل تناوبی با شدت 60 تا 70 درصد VO2maxVO_2maxVO2max و بازیافت فعال 50 درصد VO2maxVO_2maxVO2max استفاده کردند. سطوح اسپکسین با روش الایزا و بیان ژنها با روش Real-Time PCR اندازهگیری شد. دادهها با استفاده از آزمونهای آماری تحلیل واریانس یکطرفه و دوطرفه، آزمون توکی و ضریب همبستگی پیرسون در سطح معناداری 0/05 تحلیل گردید. نتایج نشان داد رژیم غذایی پرچرب موجب کاهش معنادار سطح اسپکسین و بیان ژن CPT1 و افزایش معنادار بیان ژنهای SREBP1وFAS شد. همچنین، تمرین تناوبی با شدت متوسط (MIIT) و مکملIPA موجب بهبود معنادار سطح اسپکسین و برخی شاخصهای متابولیک شدند. مداخله ترکیبی MIIT+IPA نیز اثر معناداری بر سطح اسپکسین و بیان ژنهای CPT1 و گیرندههای GALR2 و GALR3 نشان داد. نتیجهگیری: تمرین تناوبی با شدت متوسط (MIIT) و مکمل IPA دارای آثار مثبت و مؤثری بر بهبود اختلالات متابولیک قلب ناشی از رژیم غذایی پرچرب هستند. رژیم پرچرب با کاهش 80 درصدی اسپکسین، افزایش بیان ژنهای لیپوژنیک SREBP1 و FAS و کاهش چشمگیر بیان ژن CPT1 همراه بود؛ در حالیکه هر یک از مداخلات تمرینی و مکمل IPA بهتنهایی توانستند این تغییرات نامطلوب را تا حدی تعدیل کنند. با این حال، بیشترین بهبود در گروه دریافتکننده مداخله ترکیبی MIIT+IPA مشاهده شد؛ بهگونهای که افزایش سطح اسپکسین، بهبود بیان گیرندههای GALR2-3 و تقویت بیان CPT1 نشاندهنده اثر مثبت این مداخله بر کاهش لیپوژنز و افزایش ظرفیت اکسیداسیون چربیها بود. در مجموع، به نظر میرسد ترکیب تمرین تناوبی متوسط و مکمل IPA، نسبت به اجرای هر مداخله بهتنهایی، اثربخشی بیشتری در بهبود تنظیم متابولیسم چربی و کاهش پیامدهای نامطلوب چاقی در بافت قلب دارد و میتواند بهعنوان یک رویکرد مؤثر در تعدیل اختلالات متابولیک و حفظ سلامت قلبی مطرح شود.