1405/08/01

مریم نقیب زاده

مرتبه علمی: استادیار
ارکید:
تحصیلات: دکترای تخصصی
ریسرچ گیت:
دانشکده: ادبیات و علوم انسانی
اسکولار:
پست الکترونیکی: naghibzadehmaryam [at] yahoo.com
اسکاپوس: پیوند
تلفن:
HIndex:

مشخصات پژوهش

عنوان
اثر 8 هفته تمرین هوازی و مکمل یاری تریپتوفان بر تنظیم محور هیپوتالاموس- هیپوفیز- آدرنال (HPA) در موش‌های چاق سالمند
نوع پژوهش
پایان نامه
کلیدواژه‌ها
تمرین تناوبی، تریپتوفان، ACTH، CRH، کورتیکوسترون
سال 1405
پژوهشگران مصطفی ناجی عبدالحسین(دانشجو)، مریم نقیب زاده(استاد راهنما)، نجمه رضایی نژاد(استاد راهنما)

چکیده

زمینه و هدف: سالمندی همراه با چاقی، با اختلال در عملکرد محور هیپوتالاموس-هیپوفیز-آدرنال (HPA) و افزایش پاسخ‌های استرسی التهابی همراه است که به‌عنوان یکی از مکانیسم‌های اصلی در کاهش کیفیت زندگی و بروز بیماری‌های متابولیک شناخته می‌شود. در این راستا، استراتژی‌های غیردارویی مانند تمرینات تناوبی و مکمل‌یاری با اسیدآمینه‌های ضروری از جمله تریپتوفان، به‌عنوان رویکردهای تعدیل‌کننده محور HPA مورد توجه قرار گرفته‌اند. بنابراین هدف از این پژوهش بررسی اثر 8 هفته تمرین تناوبی و مکمل‌یاری تریپتوفان بر تنظیم محور هیپوتالاموس-هیپوفیز-آدرنال (HPA) در موش‌های چاق سالمند می باشد. روش کار: در این پژوهش تجربی، 32 سر رت نر ویستار (20 ماهه) به چهار گروه مساوی شامل: کنترل، مکمل تریپتوفان (100 میلی‌گرم/کیلوگرم/روز به‌صورت گاواژ)، تمرین تناوبی (هشت هفته بر روی نوارگردان) و گروه ترکیبی تقسیم شدند. چهل‌وهشت ساعت پس از آخرین جلسه تمرینی و پس از 12 ساعت ناشتایی، نمونه‌گیری خون انجام انجام شد. سطوح فاکتورهای ACTH، CRH، کورتیکوسترون سرم و کورتیکوسترون بافت مغز با روش الایزا اندازه گیری گردید. تحلیل داده‌ها با استفاده از آزمون‌های آنوا و تعقیبی بونفرونی در سطح معنی‌داری 05/0 انجام شد. یافته‌ها: نتایج آزمون آنالیز واریانس یک‌طرفه برای تمامی متغیرهای اصلی ACTH، CRH، کورتیکوسترون سرم و کورتیکوسترون بافت مغز نشان‌دهنده‌ی وجود تفاوت معنی‌دار بین چهار گروه بود. نتیجه‌گیری: مداخله‌ی ترکیبی در تمام سطوح محور HPA مؤثر است، اما الگوی آن وابسته به سطح است. در سطوح محیطی، مکمل نقش غالب دارد، ولی در سطح کلیدی بافت مغز، رویکرد ترکیبی به‌طور معنی‌داری برتر از هر مداخله‌ی تنهاست. لذا، ترکیب تمرین تناوبی و تریپتوفان به‌عنوان بهینه‌ترین استراتژی در کاهش گلوکوکورتیکوئیدهای مغزی و حفاظت از سلامت شناختی در سالمندی توصیه می‌شود.