نشانهشناسی از شیوههای نقد ادبی است که در ادبیات نوین جایگاه ویژهای دارد و بررسی نشانههای زبانی، ابعاد تازه و نامکشوفی از دنیای درون متن را برای خواننده بازگو میکند. چارلز سندرس پیرس، نشانهشناس آمریکایی، با رد دووجهی بودن ساختار نشانه و ارائۀ الگوی سهوجهی خود برای نشانه، به مطالعات نشانهشناسی نظم بخشید. نشانههای زبانی در تولید متون شعری جدید نقشی اساسی ایفا میکنند؛ بنابراین الگوی نشانهشناسی پیرس، شیوۀ دقیق و مناسبی برای تحلیل شعر جدید محسوب میشود. عبدالعظیم فنجان شاعر نوگرای عراقی است که مضمونهای عاشقانه جزو اصلیترین اغراض شعری اوست و زبان شعری نوین و استفادۀ هنرمندانۀ وی از نشانههای زبانی، باعث تمایز سبک بیانی او میشود. پژوهش حاضر میکوشد با روش توصیفی و تحلیلی و با تکیه بر الگوی سهوجهی پیرس، شکلگیری نشانههای سازندۀ مفهوم عشق در شعر عبدالعظیم فنجان را بررسی کند و نقش سه جزء نشانه؛ بازنمون، موضوع و تفسیر در خلق مضمونهای عاشقانه را بیانکند. بنا بر یافتههای پژوهش، نشانههای مربوط به عشق در قالب رمزگانهای زمانی، مکانی، بینامتنی و محور جانشینی و همنشینی تولید میشوند و بازنمون آنها، مطابق مقولۀ اوّلیت، حالت کیفی نشانه را به تصویر میکشد و موضوع بنا بر مقولۀ ثانویت، بُعد عملی تجربههای عاطفی شاعر در جهان واقع را نشان میدهد و با توجه به مقولۀ ثالثیت، تفسیر نشانۀ مفهومی کلّی را بیان میکند که در تمام ابیات قصیده گنجانده شده است.