1405/02/20

مینا پیرزادنیا (Mina Pirzadnia)

مرتبه علمی: دانشیار
ارکید:
تحصیلات: دکترای تخصصی
ریسرچ گیت:
دانشکده: ادبیات و علوم انسانی
اسکولار:
پست الکترونیکی:
اسکاپوس:
تلفن:
HIndex:

مشخصات پژوهش

عنوان
جدال هم‌افزایِ تخیلات واقع‌گرا؛ بررسی گزاره‌های رئالیسم جادویی در دور رمان کافکا در کرانه اثر موراکامی و شجره العابد اثر عمار علی
نوع پژوهش
مقاله چاپ‌شده در مجلات علمی
کلیدواژه‌ها
رئالیسم جادویی، هاروکی موراکامی،کافکا در کرانه، عمار علی، شجره العابد.
سال 1404
مجله کاوش نامه ادبیات تطبیقی
شناسه DOI
پژوهشگران مالک عبدی (Malek Abdi) ، مینا پیرزادنیا (Mina Pirzadnia) ، زینب چنانی

چکیده

اصولًانمادهای واقعی تخیُّل‌گریزاند، ومفاهیم و صور انتزاعی نیز به صورت بنیادین پیوندی با نمادهای رئالیستی ندارند، ولی محمل ادبیات آوردگاهی است که این دوسویه ناهمگون از تأملات منطق‌گریز را واجد پیوندی ناگسستنی می‌کند، به گونه‌ای که گاه مرز میان آنها قابل تشخیص نیست، بخصوص در مؤلفه‌هایی چون رازگونگی، پوچ‌گرایی، فضای وهم‌آلود،دگردیسی و مسخ‌شدگی و تا حدودی صوفی‌گری. شاید شرایط سیاسی و اجتماعی موجود در جوامع نکبت‌زده جهانی نویسندگان را به این سبک فراخوانده و باعث شده نویسنده با زبانی رمزگونه و تلفیق نمادین واقعیت وخیال، واقعیت‌های جامعه رابه تصویر ‌کشد. این پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی به بررسی مؤلفه‌های رئالیسم جادویی در دو رمان شجره العابد از عمارعلی و «کافکا در کرانه» از موراکامی پرداخته است.نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که عناصر وهم وخیال،تنهایی، اوضاع سیاسی-اجتماعی، سکوت و بایکوت اختیاری،حضور موجودات فراحسی، ورازگونگی وپوچ‌گرایی در این دو رمان استعمال شده است. عناصری چون استحاله و دگردیسی و صوفی‌گری تنها در رمان شجره العابد، و مؤلفه‌هایی چون پوچ‌گرایی وفضای متعفن فقط در رمان کافکا کاربرد داشته است.برجسته‌ترین این مؤلفه‌ها در شجره العابد ترسیم فضای تعفن‌آلود و جنبه متصوفانه بوده، و مؤلفه‌های برجسته رمان کافکا تقابل، پوچ‌انگاری و رازگونگی بوده است. عمار علی به اوضاع نابسامان جامعه،مسائل اجتماعی و نمادهای عرفانی پرداخته است، اما موراکامی به مسائل انسانی درجامعه خود از جمله به تنهایی، پوچی ومرگ ومسائل فرهنگی اشاره کرده است. گاه نیز اشارات فراواقعی موراکامی قهری، انقباضی، انزواطلبانه و از روی اعتماد به عناصر مادی بوده، در حالیکه نگاه غالب در نزد عمار علی عموما انبساطی، خودخواسته، غیرمادی وعاطفه‌محور بوده است.