فهم وقایع تاریخی بدون شناخت اندیشهای که در پس رویدادها نهفته است امکان پذیر نیست. فهم مذکور منوط به فهم دانش و بینش مورخ است و شناخت واقعه تاریخی بدون شناخت نظرگاه مورخ، غیر ممکن است. تاریخ-نگری و گرانیگاه فکری دو مورخ ابوبکرطهرانی و فضلالله روزبهانخنجی، که در دوره حساسی از تاریخ ایران میزیستهاند و بر همین اساس برداشتهای تاریخی خود را بیان کردهاند نیز تابع همین قاعده میباشد. در همین جهت، نوشتار حاضر سعی بر آن دارد تا تأثیر تاریخنگری و خاصه بینش تقدیرگرایانه هر دو مورخ را با رویکردی قیاس گونه در نگارش کتاب دیاربکریه با عالمآرای امینی تبیین نماید. بنابراین با طرح این سوال که: رویکرد کلامی و نگرش اعتقادی ابوبکرطهرانی و فضلالله روزبهانخنجی در پردازش تاریخ و تفسیر دگرگونیهای تاریخی در پرتو مشیتالهی چه تأثیری داشته است؟ بازتاب رویکرد مشیتگرایانه هردو مورخ را در بازتاب نوشتاری دگرگونیهای تاریخی عصر آنها بررسی میکند. حاصل پژوهش که با رویکرد توصیفی- تحلیلی انجام شده حاکی از این است که ابوبکرطهرانی همانند خنجی، البته در مقیاسی وسیعتر، تقدیرگرایی را در تحقق تاریخ مساله مهمی پنداشته و در برداشت تاریخنگارانه خود از شرایط حاکم بر قرن نهم این مهم را منظور کرده است. از این رو جبرگرایی، اراده مطلق خدواند در سرنوشت انسان، ناتوانی و زبونی انسان در هستی و آفرینش، غایتگرایی و تفسیر خطی تاریخ مهمترین مؤلفههای تاریخنگاری در تاریخ دیاربکریه و عالمآرای امینی هستند که همگی در ذیل بینش تقدیرگرایانه دو مورخ قابل کشف و فهم هستند.