با اقتدار نظامیان در سراسر کشور، دولت رضاشاه(حک1304-1320هش)برنامههای غربگرایانه خود را با خشونت به اجرا درآورد.یکی از این اقدامات متحدالشکل کردن لباس و پوشیدن کلاهپهلوی بود که با واکنشها و اعتراضات زیادی در سراسرایران روبرو گردید. در ساوجبلاغمُکری(مهاباد)، قیامی به رهبری ملاخلیل-منگور(م1334هش)صورت گرفت. قیام وی در اثر تمرد از پوشیدنلباس متحدالشکل و به سرنهادن کلاهپهلوی برپاگردید. رضاشاه دستورمتحدالشکل کردن لباس، ممنوعیت پوشیدن لباسکُردی و بر سرگذاشتن کلاه را صادر کرده بود. در این شرایط ملاخلیل پیشوایمذهبی منطقه و بهخصوص ایلمنگور به مقابله با آن برخاست این عمل را حرام اعلام نموده و اعلام جهاد کرد. در اندک مدتی چندهزار تن از مردم در اطراف وی جمع شده و دست به اقدام نظامی زدند بعد از مدتی توسط حکومتمرکزی سرکوب شد.پرسش اصلی تحقیق این است که: قیام ملاخلیل بر چه محور و مداری شکل گرفت و با توجه به مؤلفههایی چون منافع و امنیتملی چه جهتگیریهایی داشته است؟ پژوهش پیشرو از نوع پژوهشهای تاریخی و با روش توصیفی-تحلیلی است. چنین پژوهشی از آنجا که به تجزیه و تحلیل ابعاد گوناگون مؤلفههای قومیت، هویت و... رابطه هر یک از آنها با حاکمیت میپردازد، در نهایت میتواند بیانگر تعامل قشرهای مختلف، اقوام و بخشهای ایلی و عشیرهای جامعه با حاکمیت باشد این مقاله درصدد است تا با بررسی منابع اصیل تاریخی به بررسی این قیام و ارزیابی این ادعا بپردازد که جهتگیری حرکت، کارکرد و انگیزه قیام ملاخلیل(درقالب یک نخبه ایلی–عشیرهای) در دوره پهلویاول، در مسیر حفظ موازیناسلام و آداب و رسوم و پوششکُردی بوده و هیچ وقت ادعای استقلال نداشته است.