مورخ، همواره رویدادهای تاریخی را از منظر بینش و زوایه دید خود بررسی و کندوکاو میکند. در پرتو این رویکرد معمولاً واقیعتهای تاریخی کمرنگ و براساس اهمیتی که مورخ بدانها میبخشد معنی پیدا خواهند کرد. براین اساس نوشتار حاضر میکوشد تا تاریخنگری،تاریخنگاری و مولفههای سازنده این نوع نگاه در ظفرنامه؛ چگونگی بازتاب انگارههایاعتقادی در اندیشه تاریخنگاری یزدی که به مشروعیتسیاسی تیمور مدد رساندهاند و همچنین مطابقت یا عدم مطابقت مقولههایاعتقادی یزدی با واقعیاتتاریخی را در کانون توجه و بررسی قرار دهد. حاصل پژوهش که با رویکرد توصیفی-تحلیلی انجام شده حاکی از این است که:یزدی در پردازش تاریخ در انگارههایی محصور میباشد که بر وی تحمیل و یا تلقین شده بهطوری که در نتیجهی چنین فضایی وی چنان در بند احکام پیشینی و انگارههای مبتنی بر آن گرفتار است که حتی تردید در آن را نیز روا نمیدارند و هرگونه تردید را به مثابه انحراف از حقیقت میداند؛ بنابراین یزدی با استفاده از مولفههای چون اندیشهظلاللهی و مشیتالهی به گونهای قلمفرسایی کرده که به توجیه تمام عملکردهای تیمور به عنوان مویددین میپردازد؛ و به علت جهتگیریهای ویژهی خود نمیتواند واقعیتها را بازتاب دهد؛این رویکرد سبب شده که گزارشهای مزبور علاوه بر شرح جنگها و تاریخنظامی بر پایه انگارههایاعتقادی یزدی، رنگ جهادنامه به خود بگیرد.