هر تمدّنی برای قوام و استحکام خویش باید بر ریشههای کهن و هویّت تاریخی خود ساخته شود. به تعبیر «ویلیامهانوی» ایرانشناس و شرقشناس، «ما تا ندانیم که بودهایم، نمیتوانیم بدانیم که هستیم.» بصیرت تاریخی، جنبه معنوی یک تمدّن را برای یک ملّت میسازد و آن را در تولید دستاوردهای مادّی توانا میسازد؛ در واقع، بصیرت تاریخی که به مثابه روح یک تمدّن، کلیه مؤلفههای نرمافزاری تمدّن را در برمیگیرد، در صورت افول، به افول تولیدات سخت افزاری آن تمدّن میانجامد. توسعه امروزین دنیا، محصول تعامل و کوشش کل بشریت بوده و نظامهای سیاسی- اجتماعی مختلف میتوانند راهبردهای بومی خود را جهت احیای ظرفیتهای تمدن-سازی مورد توجه قرار دهند. پژوهش حاضر به بررسی نقش رهبری و تاثیر پیامبراکرم (ص) در به کارگیری عامل «وحدت اسلامی » به عنوان یکی از ابزارهای در جامعه اسلامی آن زمان برای حفظ اتحاد، ثبات سیاسی و مواجهه و مبارزه با چالشهای پیش رو می پردازد. در یک تقسیم بندی کلی نقش پیامبر اکرم (ص) در پایه گذاری وحدت امت اسلامی شامل سه مطلب بنیادین می شود: نخست تلاش در وضعیت جامعه عربی آن زمان و به کارگیری عوامل«سیاسی » جهت زمینه سازی های لازم؛ سپس برنامه ریزی های در مسیر ترسیم دورنمای امت واحده برای مسلمانان و ایجاد فضای رشد فکری و ارتقای فهم مردم نسبت به ارتقاء فرهنگ مردم نسبت به مسؤولیت های خود؛ و در نهایت، به کار بستن راه حل هایی که پیامبر(ص)از آنها به عنوان ابزار تحقق وحدت بهره می گرفت. در پژوهش حاضر با اتکاء بر رهیافت گفتمانی و روش کتابخانهای سعی شده است که با استفاده از مبانی گفتمانی تمدنسازی پیامبراکرم(ص)، راهبردهای سیاسی پیامبراکرم(ص) برای پیشرفت، توسعه و تمدن سازی مورد بررسی قرار گیرد. بر اساس یافتههای پژوهش حاضر، گفتمان تمدنسازی پیامبراکرم(ص) توانسته ضمن الگوگیری از مفاهیم قرآنی در قالب رویکرد«دعوت ارزشی پیامبر(ص)» گفتمان خاص خود را ارائه دهد. در انجام این پژوهش به این نکته نیز مورد توجه قرار گرفت که در شناخت اوصاف و ویژگیهای اخلاق اجتماعی پیامبر نباید به بررسی آیاتی که در قالب اخبار است اکتفا کرد بلکه قالبهای انشایی، اعم از امر و نهی را نیز باید مورد توجه قرار داد زیرا پیامبر همۀ اوامر الهی را انجام میداد و از همۀ نواهی اجتناب میکرد