در قلمرو تاریخ نگاری و تاریخ نگری و نقد تاریخی توجه به بینش وروش مورخ امری ضروری است کتاب اشرف التواریخ تألیف محمد تقی نوری به دلیل شغل دیوانی و اشراف مورخ بر منابع حکومتی عصر قاجار، کتاب مزبور را حائز اهمیت ساخته است. وی کتاب اشرف التواریخ را به تشویق شاهزاده محمد ولی میرزا (فرزند فتحعلی شاه قاجار) به نگارش در آورده است. هدف اصلی او از تدوین این اثر ذکر وقایع خراسان است. بر این اساس با دقّت بسیار به جزئیات وقایعی که در این منطقه رخ داده پرداخته که در بر دارنده شرح وقایع 1231-1218 ه. ق میباشد؛ همچنین گزارشهای مؤلف در باره آخرین بازمانده سلسله افشاریان یعنی نادر میرزا در خراسان و در گیری دولت قاجار با امرای خراسان، ترکمانان و ایلات سرکش بخشهای شمالی خراسان است. در واکاوی بینش تاریخ نگارانه محمدتقی نوری به گرایشها، باورها و تمایلات اثر گذار مورخ در چند محور مشیت گرایی، بینش مذهبی، بینش ستایش گرایانه، بینش سلطنت گرایانه، بینش ایرانشهری، بینش نخبه گرایی وخاستگاه اجتماعی قابل بررسی میباشد. همچنین در بررسی روش محمد تقی نوری در اشرف التواریخ مؤلفه هایی، نظیر ویژگیهای سبکی، منابع مورد استفاده مورخ و عواملی از این دست مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفته است. هدف ازانجام این پژوهش ترسیم تصویری روشن از روش وبینش تاریخ نگارانه محمدتقی نوری در کتاب اشرف التواریخ میباشد. دستاوردهای این پژوهش نشان میدهد که در پیدایی و نگارش اشرف التواریخ، عواملی چون بافت وموقیعت اجتماعی و سیاسی حیات مورخ و گرایشهای فکری وی درکنار ویژگیهای زبانی در پرتو شرایط و موقیعت زمانه بر بینش وروش تاریخ نگارانه محمد تقی نوری تأثیر داشته است.