ﻣﺪﯾﺮان و ﺑﺮﻧﺎﻣﻪرﯾﺰان ﺣﻮزهﻫﺎی آﺑﺨﯿﺰ اﻏﻠﺐ ﺑﺎ ﻣﺸﮑﻼﺗﯽ در ﺗﺼﻤﯿﻢﮔﯿﺮیﻫﺎی ﭘﯿﭽﯿﺪه ﻣﻮاﺟﻪ ﻫﺴﺘﻨﺪ. اﯾﻦ ﭘﯿﭽﯿﺪﮔﯽﻫﺎ ﻋﻤﺪﺗﺎً ﺑﻪ دﻟﯿﻞ اﯾﻦ واﻗﻌﯿﺖ اﺳﺖ ﮐﻪ تعداد زیادی از ﻓﺎﮐﺘﻮرﻫﺎ مؤثر و ﻣﺘﻐﯿﺮﻫﺎ وﺟﻮد دارﻧﺪ که باید در تصمیمگیری ﻟﺤﺎظ ﺷﻮﻧﺪ و ازآنجاکه اﺛﺮات و واﺑﺴﺘﮕﯽﻫﺎی داﺧﻠﯽ اﯾﻦ ﻋﻮاﻣﻞ ﻣﺘﻔﺎوت اﺳﺖ، ﻣﺪﯾﺮان ﺑﺮای درک ﻣﺴﺌﻠﻪ ﺑﺎ ﻣﺸﮑﻞ ﻣﻮاﺟﻪ ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ. در این رابطه ﺗﮑﻨﯿﮏﻫﺎی ﺗﺼﻤﯿﻢﮔﯿﺮی ﭼﻨﺪ ﻣﻌﯿﺎره راﻫﮑﺎر ﻣﻨﺎﺳﺒﯽ ﺑﺮای ﺣﻞ اﯾﻦ ﮔﻮﻧﻪ ﻣﺴﺎﺋﻞ اﺳﺖ. درواقع ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از اﯾﻦ ﺗﮑﻨﯿﮏﻫﺎ ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻣﻌﯿﺎرﻫﺎی ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺗﺼﻤﯿﻢﮔﯿﺮی، ﻣﯽﺗﻮان ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﮔﺰﯾﻨﻪ ﯾﺎ ﮔﺰﯾﻨﻪﻫﺎ را از بین گزینههای ﻣﻮﺟﻮد ﺗﺼﻤﯿﻢﮔﯿﺮی اﻧﺘﺨﺎب و اﺟﺮاﯾﯽ ﻧﻤﻮد. در این تحقیق کارایی دو مدل VIKOR و TOPSIS برای اولویتبندی زیرحوضه های حوضه سد ایلام برای انجام عملیات آبخیزداری مورد مقایسه قرار گرفت. برای این منظور، ابتدا 18 معیار تأثیرگذار توسط روش آنتروپی شانون وزندهی شدند سپس ماتریس تصمیم بر اساس 12 زیرحوزه سد ایلام تشکیل شد و با استفاده از مدل های فوق، اولویتبندی این 12 زیرحوزه انجام شد. بر اساس نتایج حاصل از روش تاپسیس، زیرحوضه IDBint_02 و بر اساس نتایج روش ویکور، دو زیرحوضه IDBint_02 و IDB_09 بهعنوان گزینههای دارای بالاترین اولویت شناخته شدند. مقایسه نتایج مدلهای فوق، نشان میدهد که هر دو مدل در جهت اولویتبندی زیرحوزههای، حوزه آبخیز سد ایلام نتایج نسبتاً مشابهی ارائه داده به طوریکه هر دو روش زیرحوزه IDBint_02 را جهت انجام اقدامات آبخیزداری بهعنوان اولویت اول معرفی کردند.