رهبری مبتنی بر علوم اعصاب سازمانی از رویکردهای جدید رهبری است که سازمانها با توسل به آن میتوانند رفتارهای نوآورانه را در سازمان تقویت کنند. هدف پژوهش بررسی تأثیر رهبری مبتنی بر علوم اعصاب سازمانی بر نظام نوآورانه در شرکتهای دانشبنیان است. عالوه براین نقش تسهیم دانش نیز به عنوان میانجی بررسی شد. این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی همبستگی است. جامعه آماری پژوهش شرکتهای دانشبنیان مستقر در پارکهای علم و فناوری ایالم بود. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه استاندارد بود که روایی آن از سوی خبرگان و پایایی آن از طریق روش پایایی ترکیبی و آلفای کرونباخ تأیید شد. آزمون الگوی مفهومی و فرضیههای پژوهش با استفاده از الگویابی معادالت ساختاری بهوسیله نرمافزار اسمارت پی ال اس انجام شد. یافتههای پژوهش نشان داد که رهبری مبتنی بر علوم اعصاب سازمانی هم بهصورت مستقیم و هم غیرمستقیم، از طریق تسهیم دانش بر نظام