زمینه و هدف:رنجش سازمانی نوعی ناراحتی و آزردگی از فرایندها، رفتارها، عمل و عکس العملهای روزانه است؛ که مدیران سازمانها را درگیر چالش مینماید. در واقع رنجش سازمانی به نحو مؤثری مانع رسیدن سازمان به اهدافش می شود. لذا این پژوهش با هدف فهم پدیده رنجشسازمانی کارکنان صورت گرفته است. روش شناسی: پژوهش حاضر به روش کیفی و مبتنی بر نظریهپردازی داده بنیاد است. نمونهگیری نیز به روش نظری بود که بر مبنای آن 19 مصاحبه با مدیران و خبرگان به عمل آمد. یافتهها: نتیجهی مصاحبهها، مجموعهای از مضامین اولیه بود که در فرایند کدگذاری باز، گردآوری و از آنها مقولههایی احصاء شد و با کدگذاری محوری، پیوند میان مقولهها ذیل عناوین: 1-شرایط علی شامل: نظام ارزیابی عملکرد ناکارآمد، رفتار سیاسی، عوامل سازمانی، عوامل شغلی، عوامل محیطی، عوامل مدیریتی، بی عدالتی سازمانی2-پدیده محوری شامل: ارتباطات نامطلوب سازمانی،تورش رفتار اسنادی، رفتار ماکیاولیگری 3-راهبردها شامل: ضعف های عملکردی، بر هم زدن انسجام سازمانی 4- پیامدها شامل: تسریع فرسودگی شغلی، عدم تاب آوری، تزلزل سلامت اداری، تلاشهای فرد برای انتقام،کیفیت زندگیکاری نامطلوب 5- عوامل زمینهای شامل: مسائل اخلاقی، معضلات بروکراسی، کوتوله پروری مدیران 5-عوامل مداخلهگر شامل: استراتژیهای تصویرسازی ، نیروی کار ناهمگون، انتظارات فرد در قالب پارادایم کدگذاری محوری صورت گرفت. نتیجه گیری: الگوی شناسایی شده رنجش سازمانی میتواند در ارتقاء کیفیت و بهبود عملکرد و همچنین خوشایندسازی محیط کار تاثیر به سزایی داشته باشد، فرایند رنجش سازمانی مدیران را روشن و با مبنا قرار گرفتن در امورات مدیریتی به حل این معظل و کاهش تبعات بعدی آن در سازمانهای دولتی کمک نماید.