بیحوصلگی شغلی ترکیبی از احساس بیمعنایی و دوبارگی زیست اداری است که در قامت آن کارمند نه تنها نایی برای تأمل و خیزش نوآورانه ندارد، حتی رمق خویش را برای انجام وظایف معمول شغلی نیز از دست میدهد. این که کارمند به چه علت گرفتار پدیده بیحوصلگی شغلی میشود، سؤال محوری پژوهش حاضر است. این پژوهش بر سیاق روششناسی آمیخته به دنبال مدلسازی ساختاری تفسیری از موجبات پیدایی بیحوصلگی شغلی در میان کارکنان واحدهای عملیاتی (صفی) شرکت توزیع نیروی برق استان ایلام است. مشارکتکنندگان در پژوهش تعداد 16 نفر از مطلعین کلیدی به روش هدفمند میباشند که برای مصاحبه عمیق دعوت شدند. بعد از اطمینان از قابلیت اعتماد به دادهها، به منظور مدلسازی، پرسشنامه زوجی میان مشارکتکنندگان در مرحله پیشین توزیع شد. نتایج نشان داد مدل ساختاری تفسیری موجبات پیدایی بیحوصلگی شغلی با 6 عامل در 3 سطح سامان میگردد. در سطح اول موجبات فردی، موجبات درون سازمانی مرتبط با شغل، درون سازمانی مرتبط با بافتار سازمانی و موجبات برون سازمانی شناسایی شدند. در سطح دوم، موجبات درون سازمانی مرتبط با محیط اجتماعی سازمان و سطح سوم موجبات درون سازمانی مرتبط با مدیریت منابع انسانی پیدا شدند.