یکی از مسائل مهمی که بعد از رحلت پیامبر ( ص ) مورد بحث و نزاع مسلمانان واقع شد مسئله جانشینی رسول اکرم ( ص) بود. اگرچه پیش از این مسأله درباره مسائل دیگری اختلاف نظر پیدا شد، اما اختلاف در وظیفه امامت و خلافت دارای ویژگیهای خاصی بود. شکی نیست بحث درباره خلافت و امامت صرفاً یک بحث تاریخی نیست بلکه دارای ابعاد و زوایای گوناگونی است و با نوشتار حاضر با عنوان بررسی وجوه اشتراک و افتراق اندیشه امامت و خلافت در نظر حکمرانی رضوی است. سؤال اصلی این است که اشتراک و افتراق اندیشه امامت و خلافت در نظر حکمرانی رضوی چگونه است؟ نتایج تحقیق نشان میدهد که امام رضا (ع) در دوره خاصی از نظر فکری و اجتماعی به سر میبردند و ایشان تحت شرایط خاصی پیشنهاد منصب ولایتعهدی راپذیرفتند و تمام تلاش خود را برای هدایت جامعه در مسیر حقیقی و اسلام داشتند و سعی کردند تا احکام اسلامی را در دوران ولایتعهدی خود اجرا کنند، لذا این تحقیق که به روش توصیفی -تحلیلی و گردآوری مطالب از منابع کتابخانهای میباشد و نویسنده پس از بحث کوتاهی درباره مفهوم امامت و حکمرانی و جایگاه و اهمیت امامت و خلافت به بیان اشتراکات و تفاوتهای امامت و خلافت در حکومت در حکمرانی رضوی می پردازد. از جمله این تفاوت این است که از نظر شیعه نصب و تعیین امام از شئون خداوند است و در تعیین امام قائل به انتصاب هستند، ولی مذاهب دیگر نصب و تعیین امام را از شئون مکلفان میدانند، ولی نقطه اشتراک این دو مفهوم این است که رابطه بین این در علم و خاص من وجه است و با وجود هزاران کتاب کوچک و بزرگ قدیم و جدید هنوز جامعه مسلمین از امام شناسی لازم برخوردار نیست و برخی غبارها زدوده نشده است.