روایات نهجالبلاغه در اوضاع گوناگون اجتماعی و سیاسی صادر شدهاند و اطلاعات تربیتی سودمندی در اختیار خوانندگان قرار میدهند. یکی از مسائلی که در نهجالبلاغه به آن پرداخته شده، موضوع انتقاد و انتقادپذیری است. از دیدگاه نهجالبلاغه، انتقادات گوناگون را میتوان به دو دستۀ کلی انتقادات سازنده/ مثبت و انتقادات مخرّب/ منفی تقسیم کرد. هر یک از این انتقادات، زمینههایی جهت بروز در جامعه دارند و نقش آنها در تربیت اجتماعی غیر قابل انکار است که در این پژوهش با استفاده از روش توصیفی تحلیلی به یادکرد آنها میپردازیم. اهمّ زمینههای انتقادات سازنده از نظر امام علی (ع) در نهجالبلاغه عبارتند از: ریشهیابی ضعف و فساد، جامعنگری و تیزبینی، آزاداندیشی و پرهیز از هیجانات نااندیشیده، ترجیح منافع جمعی بر منافع فردی و وارستگی از غرضورزیهای سیاسی؛ چنانکه قدرتطلبی و رقابتهای سیاسی، بداندیشی و غرضورزی، خاماندیشی و سادهلوحی، فضای ناسالم و بحرانزده، و بخل و تنگنظری، زمینههای بروز انتقادات مخرّب به شمار میروند. کارکردهای تربیتی انتقادات سازنده نیز عبارتند از: اصلاح ضعفها و کژیها و رساندن جامعه به بلوغ فکری و فرهنگی، ایجاد زمینۀ بهرهبرداری بیشتر از سرمایههای اقتصادی و اجتماعی، تقویت سرمایۀ اجتماعی و همدلی بیشتر میان مردم و حاکمان، و نفی چاپلوسی و مجیزگویی؛ چنانکه اهمّ آسیبهای تربیتی انتقادات مخرّب عبارتند از: از دست دادن فرصتها و تخریب سرمایههای فردی و اجتماعی، جلوگیری از بالندگی و شکوفایی جامعه، مشوّش شدن فضای جامعه و عدم امکان تشخیص درست از نادرست، و اختلال در روابط اجتماعی و تضعیف اخوّت ایمانی.