رضا امیرخانی در زمره نویسندگان معاصری قرار میگیرد که در آثار خود توجه ویژهای به آیات، اشارات، معانی و مفاهیم قرآنی دارد. استفاده فراوان امیرخانی از آیات قرآن کریم در بستر دلالتهای بیانی و چیدمانهای واژگانی ارائه شده در آثارش، به خلق استراتژی زبانی ویژهای میانجامد. البته امیرخانی در زایش معنایی مورد نظر خود همیشه موفق نیست، بلکه گاهی همزمان که آیات قرآن در بستر بازیهای زبانی خاص او مجال بروز و ظهور مییابند، خواننده سردرگم شده، احساس و ادراک او به چالش کشیده میشود. نوشتار پیش رو با کاربست روش توصیفی تحلیلی، به آسیبشناسی طرح مفاهیم و اشارات قرآنی در آثار امیرخانی پرداخته است. بر این اساس مقاله حاضر ضمن کاوش دلالتهای واژگانی موجود در نوشتههای امیرخانی، نحوه ترکیب معنایی-مفهومی آیات قرآن کریم در آثار نامبرده را مورد ارزیابی و تحلیل قرار داده است. ارائه برداشتها، تأویلها و تفسیرهای شاذ از عبارات و مفاهیم قرآنی در کنار بازیهای زبانی پیچیده و مُخِلِ در فهم معنایی که با برخی عبارات قرآنی شده است، از جمله اشکالات محتوایی آثار امیرخانی در حوزه طرح مفاهیم و معانی قرآنی میباشد.