مبحث رشد و تربیت کودک از مهمترین موضوعات در حوزهی علوم انسانی به شمار میآید. همراه با گسترش مکاتب و ایدئولوژیهای گوناگون در طول تاریخ بشر، نقطه نظرات مختلفی راجع به رشد کودکان به وجود آمده است. از این رو بررسی مکاتب مهم در زمینهی تربیت کودک و تطابق این نظریات با آموزههای اسلامی امری ضروریست. در پژوهش حاضر مرحلهی چهارم رشد کودک در نظریهی رشد روانی - اجتماعی اریک اریکسون، یعنی کارایی (سختکوشی) در مقابل احساس حقارت، با نگاهی که در آموزههای دین اسلام نسبت به رشد کودک در این مرحله وجود دارد مقایسه، و میزان اشتراکات و اختلافات بین این دو به دست آمده است. روش تحقیق در این پژوهش، توصیفی- تحلیلی و روش گردآوری اطلاعات در آن به صورت کتابخانهای است. به عنوان نتایج این پژوهش باید گفت که نقاط مشترک این دو دیدگاه در این مرحله عبارتاند از: 1- این دوره، دورهی آموزش دادن به کودکان است. 2- والدین و اطرافیان باید اجازهی اشتباه کردن را نیز به او بدهند. 3- والدین در این دوره میتوانند کودک را به برخی حرفهها و کارها بگمارند. 4- در این مرحله بحث رهاسازی و کنترل کودک باید مدیریت شود به صورتی که باید کودک به سمت کارایی و شایستگی حرکت کند. 5- معلمان در این مرحله باید با صبر و مهربانی با دانشآموزان برخورد کنند و بین ایشان تبعیض قائل نشوند. و اما تناقضات این دو دیدگاه در این مرحله عبارتاند از: 1- طبق نظر اریکسون اضطراب میتواند کودک را به استمنا بکشاند حال اینکه در اسلام اینگونه نیست و استمنا بعد از بلوغ معنا پیدا میکند 2- در اسلام بحث تنبیه به صورت ضابطهمند برای کودکان وارد شده است این در حالیست که بحث تنبیه در این مرحله در نظریه اریکسون مشاهده نشد. 3- مرد یا زن بودن معلمان کودک، در اسلام ارجحیتی بر یکدیگر ندارند، حال اینکه از نظر اریکسون باید زن بودن معلمان ابتدایی ممکن است مشکلاتی برای کودک ایجاد کند. 4- سن تکلیف و بلوغ در دختران و پسران در اسلام کاملا با یکدیگر متفاوت است؛ و منابع اسلامی، بین ایشان در تکالیفشان تفاوتهای زیادی قائل شده است، اما در نظریه اریکسون در این راستا فرقی بین پسر و دختر ذکر نشده است.