عادتها رفتارها و فرآیندهاییاند که به طور ناخودآگاه برای انجام کارها استفاده میشود و حاصل تکرار و یادگیری عمیق انسان است. با اینکه عادت بیشتر به صورت یک پدیده منفی در زندگی معرفی میشود اما با تعمق در ماهیت و آثار آن میتوان گفت عادت نه تنها یک ضعف نیست بلکه میتواند به عنوان یک روش تربیتی قدرتمند عمل کند. عادتها تنها در صورتی میتوانند مخرب باشند که از سیطره اراده خارج شده و انسان را به اسارت خود بکشانند. گونههای تغییر عادت از عادت بد به عادت خوب، از عادت خوب به عادت خوب دیگر و یا خلق عادات جدید طبقهبندی میشوند. با تتبع در آیات و روایات مرتبط با موضوع عادت میتوان گفت ترک عادتهای قبلی و آفرینش عادتهای نو دارای روشی نظاممند و راهکارهای جامعی است که برای بهرهمندی از قدرت عادت باید این اصول را رعایت کرد. تکرار و تداوم رفتار به صورت تدریجی در یک بازهی زمانی متناسب با آن و قرار گرفتن در یک محیط مناسب به همراه وضع پاداش و مجازات اساس این نظام است. گاتری نظریهپرداز رفتارگرا با پذیرش عادت به عنوان یک روش یادگیری، ساختاری سه گانه را برای تغییر عادات پیشنهاد میکند. اگر چه روش آستانه و شرطی شدن تقابلی او مورد تأیید منابع قرآنی و روایی است اما روش خستگی بر اساس مستندات قرآنی و روایی به ویژه قاعده «لاضرار» در تضاد است.