مباحث مربوط به رشد و تربیت کودک از مهمترین مباحث در علوم انسانی میباشد. همراه با گسترش مکاتب گوناگون در طول تاریخ بشر، نظرات فراوانی راجع به رشد و تربیت کودکان ارائه شده است. از این رو برای جوامع اسلامی، بررسی مکاتب مهم در زمینهی رشد کودک و تطابق این نظریات با آموزههای اسلامی امری ضروریست. در پژوهش حاضر ابتکار عمل در برابر احساس گناه (مرحلهی سوم نظریهی روانی –اجتماعی اریکسون) با آموزههای اسلامی مقایسه، و اشتراکات و اختلافات آنها بررسی شده است. روش تحقیق در این پژوهش، توصیفی-تحلیلی و روش گردآوری اطلاعات در آن به صورت کتابخانهای است. به عنوان نتایج این پژوهش موارد اشتراکی این دو نظریه در این مرحله به این صورتاند: کودک مسائل جنسی را بیش از پیش متوجه شده و کنجکاویهای جنسی او باید به صورت صحیح هدایت شوند و به سوالات او باید پاسخ درست داده شود و باید به اندازهی کافی بازی کند. تناقضات دو دیدگاه نیز عبارتاند از: اریکسون کنجکاوی جنسی کودک را ذاتی و تمایل به زنا دانسته و دختران را دارای کینه، حسد، عقده و حقیرتر از پسران، و به طور کلی کودکان را دارای ترسی ذاتی میداند، حال اینکه هیچ کدام از این مطالب در اسلام مورد تایید نیست.