پژوهش حاضر با هدف تبیین سازوکارهای عقلانی و تربیتی قرآن کریم در فرآیند اقناع مخاطب انجام شده است. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و با استناد به آیات قرآن و تفاسیر معتبر، به بررسی جامع روشهای بهکارگیری هوش منطقی-ریاضی در قرآن میپردازد، و در پنج محور اصلی طراحی شده است: استدلالهای قیاسی، استدلالهای استقرایی، بیان روابط علی - معلولی، ارائه مثالهای ریاضی و کمّیسازی و در نهایت طرح پرسشهای عقلانی و چالشهای منطقی. یافتههای پژوهش نشان میدهد که قرآن کریم از این سازوکارها نه تنها برای اقناع فکری، بلکه به عنوان یک الگوی تربیتی نظاممند استفاده میکند که در آن، به طور خاص، تبیین روابط علی - معلولی، حس مسئولیتپذیری را تقویت میکند، طرح پرسشهای منطقی، روحیه انتقادی را پرورش میدهد و ارائه مثالهای ریاضی، ذهنیت نظاممند را تربیت میکند. در نهایت، این پژوهش به این نتیجه دست یافته که قرآن کریم با تلفیق اقناع منطقی و تربیت عقلانی، الگوی جامعی ارائه میدهد که میتواند مبنای مناسبی برای طراحی نظامهای آموزشی معاصر باشد. این یافتهها، همسویی کامل دین با فطرت عقلانی انسان را نشان میدهد و پاسخ قانعکنندهای به شبهات مربوط به تعارض دین و عقلانیت ارائه میدهد.