زبان نمادین و اسطورهای در شعر معاصر جایگاهی در خور یافته است. اسطورهها بخشی از هویّت، تمدن و فرهنگ هر سرزمین به شمار میروند. بدر شاکر السیاب و احمد شاملو در شعر خود به اساطیر و افسانهها توجّهی ویژه داشتهاند. در این مقاله با بررسی اسطوره در شعر این دو شاعر، به این نتیجه میرسیم که افزون بر گرایش این دو به بهرهگیری از اسطوره، شیوه کاربرد اسطوره در شعر سیاب در دو سطح امید قطعی به تحوّل وضع موجود و ناامیدی شدید از آن متغیر است؛ در حالی که شاملو با استفاده از اساطیر و باز آفرینی آنها با کلی نگری و مطلق گویی، با صدور حکم و استفاده از زبان فخیم و آرکائیک حماسی به شعرهایش رنگی از قدرت و استحکام میبخشد.