شاعران در دورههای مختلف تاریخ ادبیات فارسی، به سرودن شعر ملمّع توجه داشتهاند. این امر در قرنهای هفتم و هشتم به خصوص در قالب غزل به اوج خود رسیده و سخنوران مختلف برای اثبات آشنایی خود با زبان و ادبیات عرب و آفریدن مضامین و تصاویر شعری در دو زبان به طور همزمان، در این زمینه طبعآزمایی کرده و آثار چشمگیری آفریدهاند. خواجوی کرمانی )م: 750 ق(، از شاعرانی است که به سرودن غزلیات ملمّع علاقه داشته و 18 غزل در این زمینه سروده است. این غزلیات عرصه هنرنمایی او در صورت و محتوای شعر است. موضوع پژوهش حاضر که به روش توصیفی تحلیلی انجام گرفته، بررسی و تحلیل عناصر شعر در غزلهای ملمّع اوست. زبان شعر خواجو ساده و روان است و شاعر از لغات و ترکیباتی متناسب با زمینه معنوی شعر استفاده کرده است. در حوزه صور خیال عناصر تشبیه، استعاره، تشخیص، کنایه و ایهام در غزلهای ملمّع او جایگاه خاصی دارد. انواع موسیقی چون موسیقی بیرونی، درونی، کناری و معنوی در غزلیات ملمّع او چشمگیر است و مهمترین زمینههای معنایی و عاطفی غزلیات ملمّع او توحید و عشق است. خواجوی کرمانی با استفاده متوازن از عناصر شعر، وحدتی زیبا و چشمگیر به غزلهای ملمّع خویش بخشیده است.