در اواخرقرن هجده واوایل قرن نوزدهم میالدی در ادبیات غرب مکتبی تحت عنوان رمانتیسم بوجود آمد که در مقابل مکتب کالسیک قرار گرفت. اساسِ فکری این نهضت توجه به زشتیها و زیباییهای روح بشری است. مهمترین مضامین این مکتب عبارت است از: بازگشت به طبیعت، مخالفت با خرد،گریز و سیاحت و کشف و شهود است. پائولو کوئیلو نویسندۀ اسپانیایی در کتاب کیمیاگر و جبران خلیل جبران نویسندۀ لبنانی در کتاب ماسه و کف از تأثیر مکتب رمانتیسم در آثار خود دور نماندهاند. دراین پژوهش با روش توصیفی- تحلیل مهمترین ویژگیهای مکتب رمانتیسم را بررسی و به این نتیجه رسیدیم که پائولو کوئیلو به بازگشت به طبیعت و کشف و شهود بیشتر توجه داشته است و جبران خلیل جبران به طبیعت گرایی تمایل بیشتری دارد.