ادبیات، انقلابی باطنی و حاصل تجمع نیروهای خوداگاه و ناخوداگاه است که در ذهن شکوفا میشود. در این راستا روانشناسی در تلاش است این جریان درونی را کشف کند. مسئلهایی که اکنون ضرورت بررسی دارد تبیین این سوال است که؛ فرایند درونی و ناخوداگاه شاعر تا چه میزان در شعر او تاثیرگذار هستند، سپس بررسی اشعار آدونیس و مهدیاخوانثالث دو تن از بزرگان ادبیات معاصر عربی و فارسی مدنظر ما است. به علت گستردگی مباحث روان و ادبیات تطبیقی، با تکیه بر نظریات یونگ تاکنون کاری تحقیقاتی در این زمینه به انجام نرسیده است. با این وجود، سعی شده است با دقت بالا و با استفاده از منابع معتبر کتابخانهایی این پژوهش به انجام برسد. پس از بررسی به این نتایج رسیدیم که؛ جریان درونی شاعر بدون شک بر اثار او تاثیرگذار است. او خیزش روانی و فکری خود را در لابهلای کلماتش جای میدهد؛ کلماتی که سرچشمه ازلی انها روان است. یافتهها شاهد استفاده مکرر هردو شاعر از ناخوداگاه به ویژه جلوه جمعی ان، با نمود کهنالگوها هستند. انها از کهنالگوهای: خویشتن، من، آنیما، سایه، روشنایی و تاریکی بیشترین استفاده را داشتند. در نهایت هردو با اطلاع از شکاف بین خوداگاه و ناخوداگاه، در تلاش برای ترمیم ان برآمدند، و با قبول آگاهانه رنج قدم در مسیر فردانیت گذاشتند. از دیگر ویژگیهای مهم کار ایندو شاعر، موضوع «وطن دوستی، جامعه و مسائل اجتماعی» انها بود که به روشنی در کلام انها قابل مشاهده بود. این پژوهش تاثیر به سزایی در بازتاب روانی اشعار این دو شاعر دارد و علاقهمندان به مطالعه روانسنج ادبیات میتوانند از ان بهره گیرند، به طوری که در حجم بسیار زیادی از اشعار بررسی شده که در بحث موجود هست، شاهد حضور مستقیم روان و ناخوداگاه بودیم.