شناسایی و اولویتبندی عوامل مؤثر بر عدم تحقق مشارکت پایدار مردمی و مرتفع نمودن آنها، اصولیترین گام در اجرای مشارکت محور پروژههای بیابانزدایی و مدیریتی حوزههای آبخیز است. هدف از انجام این پژوهش شناسایی و اولویتبندی شاخصها و زیرشاخصهای مؤثر بر عدم مشارکت پایدار جوامع روستایی در طرحهای بیابانزدایی در منطقه طرح موسیان (شهرستان دهلران، استان ایلام) است. جهت تعیین تعداد نمونه از ساکنین روستا با استفاده از فرمول کوکران تعداد 189 خانوار انتخاب گردید. در این تحقیق، پس از تعیین شاخصها و نیز زیر شاخصهای مؤثر در عدم مشارکت پایدار مردمی، اقدام به تدوین پرسشنامه و تعیین روایی آن توسط کارشناسان مربوطه گردید. همچنین پایایی پرسشنامه نیز از طریق محاسبه ضریب آلفای کرونباخ مورد آزمون و تأیید قرار گرفت. برای تحلیل دادهها نیز از روش تحلیل فرایند سلسله مراتبی (AHP) و آزمون ناپارامتریک فریدمن استفاده شد. یافتههای تحقیق نشان میدهد نتایج حاصل از اولویتبندی شاخصهای مؤثر بر عدم مشارکت ذینفعان در طرحهای بیابانزدایی مبتنی بر اوزان به دست آمده از روش AHP از دیدگاه کارشناسان، شاخصهای طراحی- اجرایی و آموزشی-ترویجی به ترتیب بیشینه و کمینه اولویت را به خود اختصاص دادهاند. نتایج حاصل از رتبهبندی شاخصها با استفاده از آزمون فریدمن از نظر ساکنین روستا نیز نشان داد که شاخص اقتصادی با میانگین رتبه (66/3) در اولویت اول و به ترتیب شاخص طراحی-اجرایی با میانگین رتبه (69/2)، شاخص اجتماعی با میانگین رتبه (20/2) و آموزشی- ترویجی با میانگین رتبه (45/1) در اولویتهای بعدی قرار دارند. همچنین، نتایج حاصل از رتبهبندی زیر شاخصهای مؤثر بر عدم مشارکت پایدار جوامع روستایی مبتنی بر آزمون فریدمن از دیدگاه کارشناسان و مردم روستا، نشان میدهد که «نادیده گرفتن درآمد مردم به عنوان انگیزه اقتصادی مستقیم در اجرای طرحهای بیابانزدایی، دیربازده بودن طرحهای بیابانزدایی و عدم توجه به درآمد جایگزین تا زمان اقتصادی شدن طرحها» مهمترین زیرشاخصهای اقتصادی میباشند. همچنین، در مقوله زیرشاخصهای طراحی- اجرایی، از دیدگاه کارشناسان «نبود برنامه مدیریت جامع مشارکت محور با هدف بیابانزدایی در حوضه، تمرکز قدرت تصمیمگیری در مرکز» و از دیدگاه مردم روستا «عدم توجه به نظرات مردمی در مراحل طراحی و تدوین پروژهها، عدم توجه به نیروی محلی در اجرای طرحهای بیابانزدایی (اشتغالزایی)» به عنوان مهمترین زیرشاخصها اولویتبندی گردیدند. در اولویتبندی زیرشاخصهای اجتماعی نیز از دیدگاه کارشناسان «وابستگی مردم روستا به قدرت دولتی، عدم اعتماد نسبت به نتایج طرحهای بیابانزدایی و پایین بودن سطح سواد و آگاهی» و از دیدگاه مردم روستا «عدم اعتماد نسبت به نتایج طرحهای بیابانزدایی، وابستگی مردم روستا به قدرت دولتی و مهاجرت و کمبود نیروی جوان در روستا» به عنوان مهمترین زیرشاخصها معرفی و اولویتبندی گردیدند. در زیر شاخصهای آموزشی- ترویجی نیز از هر دو دیدگاه «عدم آموزش ساکنان منطقه در خصوص طرحهای بیابانزدایی و اهداف مربوطه و عدم استفاده از گروه مروج بومی» به عنوان مهمترین زیرشاخصها تعیین شدند.